ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٥٨ - مقصود
ريگها و خاكها دوستش دارم.
(فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ): در ظلمت شب و ظلمت دريا و ظلمت شكم ماهى ندا كرد كه جز تو خدايى نيست. منزهى تو. چون ميخواست از خدا مسألت كند، توحيد و عدل خدا را مقدم داشت و گفت:
(إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ): من از كسانى هستم كه ظلم كردهام. يعنى چون بشرم، ممتنع نيست كه ظلم كنم.
جبائى گويد: افتادن يونس در شكم ماهى براى كيفر او نبود. بلكه بوجه تأديب بود و تأديب براى مكلف و غير مكلف جايز است. زنده ماندن يونس در شكم ماهى معجزى است.
(فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِ): دعاى يونس را مستجاب كرديم و او را از شكم ماهى نجات داديم.
(وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ): همانطورى كه يونس را از شكم ماهى نجات داديم، مؤمنين نيايشگر را هم نجات ميدهيم.
(وَ زَكَرِيَّا إِذْ نادى رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ): و زكريا را ياد كن كه بدرگاه خدا مسألت كرد كه: خدايا مرا بىوارث و بىفرزند نگذار. تا در امور دين و دنيا مرا كمك كند و پس از مرگ وارث من باشد و تو بهترين وارثانى.
بدينترتيب خدا را ثنا مىكند كه باقى است و بهترين بازمانده همه مردگان است. همه ميميرند جز او كه باقى است.
(فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ وَهَبْنا لَهُ يَحْيى): دعايش را مستجاب كرديم و يحيى را به او بخشيديم. حارث بن مغيره به امام صادق (ع) عرض ميكند: من از خانوادهاى هستم كه منقرض شدهاند و فرزندى ندارم، فرمود: در سجده بخوان(رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ)( رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ) گويد: اينكار را كردم و خدا على و حسين را بمن داد.
(وَ أَصْلَحْنا لَهُ زَوْجَهُ): زنش را كه نازا بود، اصلاح كرديم و زائو شد. پير بود و