ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٤ - مقصود
و اگر هيچيك از اينها نباشد قرن گفته نميشود.
نهى: جمع نهيه است. علت اينكه خردمندان را «لاولى النهى» گويند.
اين است كه مردم را از زشتيها نهى مىكنند. برخى گويند: علت اين است كه كارها به آراء ايشان منتهى مىشود.
اعراب:
اسمع: جمله در محل رفع و خبر بعد از خبر يا در محل نصب و حال.
(عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي فِي كِتابٍ): «علمها» مبتدا و(فِي كِتابٍ) خبر و(عِنْدَ رَبِّي) متعلق به آن يا صفت آن و منصوب بر حاليت يا خبر اول و(فِي كِتابٍ) خبر ثانى يا بدل.
(لا يَضِلُّ رَبِّي): در اينجا «عنه» محذوف است. مثل:(وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً) كه «فيه» مقدر است.
(الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ): يا محلا مجرور و صفت براى «ربى» يا خبر مبتداى محذوف است.
(مِنْ نَباتٍ): در محل نصب و صفت «ازواجا».
شتى: صفت بعد از صفت.
تارة: مفعول مطلق.
مقصود:
(قالا رَبَّنا إِنَّنا نَخافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنا أَوْ أَنْ يَطْغى): همين كه خداوند موسى و هارون را مأمور كرد كه نزد فرعون روند و او را دعوت كنند، گفتند: مى- ترسيم كه ما را عذاب كند و در بد رفتارى نسبت بما از حد بگذرد.
برخى گفتهاند: يعنى مىترسيم پيش از آنكه بدلائل ما توجه كند ما را بكشد يا بر اثر رد گفتار ما بر كفر خويش بيفزايد.
(قالَ لا تَخافا إِنَّنِي مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَرى): خداوند فرمود: نترسيد كه من با شمايم و يار و نگهبان شما خواهم بود آنچه او از شما مىپرسد، مىشنوم و جواب