ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٨٧ - مقصود
(وَ كَذلِكَ نَجْزِي مَنْ أَسْرَفَ وَ لَمْ يُؤْمِنْ بِآياتِ رَبِّهِ): همانطورى كه گفتيم كسى را كه مشرك است و از حد خود تجاوز ميكند و ايمان به آيات نمىآورد و حجج و كتب و رسل خدا را نمىپذيرد، كيفر مىدهيم.
(وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَ أَبْقى): عذاب آخرت از عذاب دنيا و عذاب قبر سختتر و با دوامتر است زيرا اين عذاب، قطع نميشود ولى عذاب دنيا و قبر قطع مىشود.
(أَ فَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ): آيا براى كفار مكه، هلاك مردم گذشته كه تكذيب پيامبران ميكردند، وسيله هدايت و تنبه و بيدارى و ايمان نشده است؟
(يَمْشُونَ فِي مَساكِنِهِمْ): مردم مكه در سفرهاى تجارتى خود به شام از سرزمينها و شهرهاى ويران شده عاد و ثمود مىگذشتند و علامات هلاك آنها را مىديدند. بهتر بود با ديدن اين صحنهها بيدار شوند و براه راست آيند. و بترسند از اينكه خودشان نيز بهمان سرنوشت شوم گرفتار گردند.
(إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِأُولِي النُّهى): در اين هلاكت گذشتگان، عبرتها و دلالاتى است براى خردمندانى كه در حالات آنها بينديشند.
(وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَكانَ لِزاماً وَ أَجَلٌ مُسَمًّى): اگر سخن خدا نبود كه عذاب را تا روز قيامت از اين كافران به تأخير افكند، هم اكنون عذاب دامنگيرشان مىشد.
لزام مصدرى است به معناى صفت و عذاب را توصيف ميكند. قتاده گويد:
(أَجَلٌ مُسَمًّى) قيامت است. ديگران گويند: مدتى است كه انسان بايد در اين جهان بماند. برخى گويند: عذاب لزام، شكستى است كه در بدر خوردند و سرهايشان بريده شد. و اگر براى مردم ناسپاس زمانى مقرر و مقدر نشده بود كه در اين دنيا زيست كنند، همان عذاب بدر، در زمانهاى ديگر نيز دامنگير ايشان مىشد.
اكنون پيامبر گرامى خود را امر به صبر كرده، مىفرمايد:
(فَاصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ): در برابر تكذيب و آزارهاى ناجوانمردانه ايشان