ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٤ - مقصود
لغت:
نافله: بخشش خاص. نفل آن نفعى است كه زائد بر حد واجب باشد. نافله نماز زائد بر حد واجب است. برخى گفتهاند: نافله غنيمت است. شاعر گويد: للَّه نافلة الاعز الافضل براى خداست غنيمت كسى كه عزيزتر و برتر است.
اعراب:
نافلة: حال و بقولى مفعول مطلق.
يهدون: صفت براى «ائمة» و دو مفعول آن محذوف است.
اقام: حذف تاء آن بخاطر اضافه است.
لوطاً: منسوب به فعل مقدر و مفسر آن فعل بعد و در اين صورت جمله فعليه عطف شده بر جمله فعليه و اولى است.
فاسقين: صفت قوم يا خبر بعد از خبر.
مقصود:
اكنون خداوند تمام نعمت خود را درباره ابراهيم شرح داده مىفرمايد:
(وَ نَجَّيْناهُ وَ لُوطاً): ابراهيم و برادر زادهاش لوط را نجات داديم و رفعت بخشيديم.
(إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها لِلْعالَمِينَ): و آنها را به سرزمينى برديم كه داراى خير و بركت بود. برخى گويند: اين سرزمين شام بود، كه همه نعمتها در آن فراوان بود. برخى گويند: سرزمين بيت المقدس بود كه جايگاه انبياست. برخى گويند: مكه بود كه در آنجا كعبه مقدس و اولين خانه مردم است.
(وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً): اسحاق را به او بخشيديم و اضافه بر آن يعقوب را هم كه ابراهيم دعا نكرده بود، بوى داديم. بنا بر اين يعقوب نافله يعنى بخشش زائده است. اما در باره اسحاق دعا كرده، گفته بود:(رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ) (صافات ١٠٠).
برخى گويند: هم اسحاق نافله است و هم يعقوب. زيرا هر دو را بدون استحقاق