ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٠٧ - مقصود
(إِنْ كُنَّا فاعِلِينَ): ما اين كار را نكردهايم. اگر «ان» شرطيه باشد، يعنى اگر اين كار را ميكرديم بدان نحو ميكرديم نه به اين نحو كه شما مىپنداريد.
(بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ): ما دليلهاى غالب را بر باطل وارد مىسازيم و حجت را بر شبهه و ايمان را بر كفر غالب مىسازيم.
(فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ): در نتيجه، حق بر باطل برترى پيدا ميكند و باطل از بين مىرود.
مقصود اين است كه خداوند حامى و آشكار كننده حق است در برابر باطل پس چگونه ممكن است كه خودش كار باطل انجام دهد؟
(وَ لَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ): هلاك و نابود شويد كه خدا را چگونه وصف مىكنيد و او را داراى رفيقه و فرزند مىپنداريد!( وَ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ): ملك و ملك و آفرينش هر كه در آسمانها و زمين است، از خداست. اين هم ردى است بر آنها كه خدا را داراى فرزند و شريك ميدانند. يعنى كسى كه حكومت و ملك و خلقت همگان از اوست، چطور ممكن است داراى شريك و فرزند باشد.
(وَ مَنْ عِنْدَهُ لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ): فرشتگانى كه از لحاظ مقام و منزلت بخدا نزديكند، از عبادت خدا تكبر نميورزند. يعنى آنها فرزند خدا نيستند. زيرا فرزند پدر را نمىپرستد.
وقتى گفته مىشود، پيش امير اينقدر لشكر است- اگر چه آنها در شهرها و بلاد پراكنده باشند- مقصود قرب مكانى نيست.
(وَ لا يَسْتَحْسِرُونَ): و خسته نمىشوند.
(يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لا يَفْتُرُونَ): شب و روز خدا را از صفات نالايق تنزيه و تقديس ميكنند و از اينكار سست نمىشوند. كعبى گويد: تسبيح آنها مثل تنفس شما طبيعى و آسان است.