ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٠٦ - مقصود
واى واى مىگفتند، تا آنها را قطعه قطعه و بيجان كرديم و همانطورى كه آتش خاموش مىشود، چراغ زندگى و نشاط آنها نيز خاموش شد.
گويند: اين آيه در باره مردم قريهاى است از يمن كه حنظله پيامبر خدا را كشتند. خداوند بخت نصر را بر آنها مسلط كرد تا آنها را كشت و اسير كرد و از شهرشان آواره گردانيد. فرشتگان دو باره آنها را برگرداندند تا بزرگ و كوچك آنها كشته شدند و از آنها اسم و رسمى نماند.
(وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ): آسمان و زمين را براى هدف درستى آفريدهايم و آن هدف عبارت است از اينكه وسيلهاى باشد براى رسيدن بثواب و روشن بينى.
(لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لَاتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا): اگر ميخواستيم زن يا فرزند بگيريم، از اهل آسمان ميگرفتيم نه از اهل زمين. يعنى اگر جايز بود كه خدا فرزند و زن بگيرد، چنان مىگرفت كه مردم نمىفهميدند.
ابن قتيبه مىگويد: تفسير لهو به زن يا فرزند بيكديگر نزديك است زيرا زن و فرزند انسان وسيله سرگرمى او هستند و بهمين جهت گفته مىشود: زن و فرزند انسان دو شاخه گل براى او هستند. در اصل لهو به معنى آميزش جنسى است. گاه بكنايه آميزش جنسى را لهو و گاه سر ميگويند. علت اينكه به زن لهو گفته مىشود، اين است كه در آميزش جنسى با مرد جمع مىشود. امرء القيس مىگويد:
|
الا زعمت بسباسة اليوم اننى |
كبرت و ان لا يحسن اللهو امثالى |
|
مگر بسباسه نميداند كه من امروز پير شدهام و امثال من در آميزش جنسى قدرتى ندارند.؟! تأويل آيه اين است كه چون مسيحيان در باره مسيح و مادرش عقيده خاصى داشتند، خداوند فرمود: اگر ميخواستيم رفيقه و فرزندى داشته باشيم، از پيش خود انتخاب ميكرديم نه از پيش شما. زيرا شما ميدانيد كه زن و فرزند از جنس خود شخص هستند نه از غير جنس خودش.