ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٦ - مقصود
ابن عباس و سدى گويند: يعنى خداوند بهر موجودى زوجش را عطا كرده و نكاح و آميزش با او را به وى ياد داده است. جبائى گويد: يعنى به مردم نعمتهاى دنيا را عطا كرده و راه استفاده از آنها را به ايشان نشان داده و دستورات دين را در اختيار ايشان گذاشته تا از راه اجراى آن به نعمتهاى آخرت نائل گردند.
(قالَ فَما بالُ الْقُرُونِ الْأُولى): فرعون گفت: در اين صورت تكليف امتهاى گذشته كه بخداوند اقرار نداشتند و بتها را مىپرستيدند چيست؟ مقصود از امتهاى گذشته، قوم نوح و عاد و ثمود بود.
(قالَ عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي فِي كِتابٍ): موسى در جواب گفت: اعمال آنها پيش خداوند محفوظ است و خدا به اعمال ايشان علم دارد و آنها را كيفر مىدهد. اين علم در لوح محفوظ است.
برخى گفتهاند: منظور از كتاب، همان چيزى است كه فرشتگان مىنويسند.
برخى گفتهاند: منظور فرعون اين بود كه چرا امم پيش، پس از مرگ برانگيخته نشدند؟
(لا يَضِلُّ رَبِّي وَ لا يَنْسى): هيچ چيزى از دست او نمىرود يا اينكه خطا نمىكند و فراموشى ندارد.
(الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَ سَلَكَ لَكُمْ فِيها سُبُلًا): خدايى كه زمين را گهواره و بستر شما كرد و در زمين راههايى براى شما بوجود آورد كه به آسانى عبور كنيد.
(وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً): خدايى كه از آسمان جهت شما باران نازل كرد.
در اينجا نقل مطالب موسى تمام مىشود و خداوند دنباله مطلب را در باره باران براى مردم بيان داشته مىفرمايد:
(فَأَخْرَجْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْ نَباتٍ شَتَّى): ما با آب باران اصناف مختلف گياهان را با گلهايى برنگ سرخ و سفيد و سبز و زرد با طعمها و منافع مختلف از زمين خارج كرديم.