ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٧ - مقصود
ملك يعنى كسى كه بر دنيا و آخرت حكومت و مالكيت دارد و حق يعنى كسى كه سزاوار حكومت است. شاهان ديگر حكومت و مالكيتشان محدود است و سرانجام دستخوش فنا و زوال مىشود.
(وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ): در اينباره چند وجه است:
١- پيش از آنكه جبرئيل ابلاغ وحى را به پايان برساند، بتلاوت قرآن عجله مكن. معمولا پيامبر قرآن را. با جبرئيل ميخواند و از ترس اينكه فراموش كند در تلاوت آن عجله ميكرد. پس مقصود اين است كه پيامبر صبر كند تا وحى را بخوبى درك كند و از خواندن با فرشته وحى خوددارى كند. آن گاه بخواندن بپردازد.
پس اين جمله، نظير اين است كه مىفرمايد:(لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ) (قيامة ١٦) زبان خود را بخاطر شتاب كردن در قرائت قرآن بحركت در نياور. (از ابن عباس و حسن و جبائى).
٢- قرآن را براى اصحابت نخوان و براى آنها املاء نكن تا وقتى كه معانى آن براى تو آشكار گردد. (از مجاهد و قتاده و عطيه و ابو مسلم).
٣- پيش از آنكه وحى بر تو نازل شود، درخواست نزول وحى نكن. زيرا خداوند متعال قرآن را بر حسب مصلحت نازل ميفرمايد.
(وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً): از خداوند مسألت كن كه بر علم تو بيفزايد.
عايشه روايت كرده است كه پيامبر خدا فرمود: هر گاه روزى بيايد كه در آن روز علم من افزوده نشود و بدرگاه خدا تقرب پيدا نكنم، طلوع خورشيد آن روز بر من مبارك نيست.
(وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً): قبلا به آدم امر كرديم كه بدرخت نزديك نشود و از آن نخورد ولى او فرمان را ترك كرد و تصميم استوارى براى او نيافتيم.
برخى گويند: يعنى دچار خطا گرديد و بدون اينكه قصد گناه داشته باشد، مرتكب خوردن از درخت ممنوعه گرديد.