ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٥٩ - لغت
ترجمه:
گفتند: ما به اختيار خود وعده ترا خلاف نكرديم. بلكه چيزهاى زينتى قوم را با خود آورده بوديم و آنها را براى ذوب شدن در آتش افكنديم. سامرى اينطور القاء كرد. او براى ايشان گوسالهاى بزرگ كه داراى آهنگى بود بيرون آورده، گفت:
اين است خداى شما و خداى موسى و فراموش كرد. آيا نميدانستند كه گوساله، جواب آنها را نميدهد، و به ايشان سود و زيانى نميرساند؟ قبلا هارون به ايشان گفته بود: اى قوم، شما گرفتار امتحان شدهايد. خداى شما رحمان است. مرا پيروى كنيد و امر مرا اطاعت كنيد. گفتند: ما دست از عبادت او بر نميداريم تا موسى بازگردد. موسى به هارون گفت: چرا وقتى ديدى كه آنها گمراه شدند، مرا پيروى نكردى؟ آيا امر مرا عصيان كردى؟ گفت: فرزند مادر، ريشم را و سرم را نگير. ترسيدم كه بگويى ميان بنى اسرائيل تفرقه افكندى و به سفارش من عمل نكردى. گفت: اى سامرى، كار خطرناك تو چيست؟ گفت: به چيزى آگاهى يافتم كه آنها آگاهى نيافتند. كفى از خاك پاى رسول برگرفتم و در گوساله ريختم. نفس من اينطور كار زشت را در نظرم زينت داد.
قرائت:
بملكنا: اهل مدينه و كوفه و عاصم بفتح ميم و حمزه و كسايى و خلف بضم ميم و ديگران بكسر ميم خواندهاند.
ابو على گويد: در مورد اين كلمه سه لغت است و كسر ميم اكثر است.
حملنا: ابن عامر و حفص و رويس بضم و تشديد و ديگران به فتح و تخفيف خواندهاند. بنا بر اول، يعنى وادارمان كردند كه بار قوم را برداريم، و بنا بر قرائت دوم يعنى خودمان برداشتيم.
لم يبصروا: كوفيان- بجز عاصم- به تاء و ديگران به ياء خواندهاند. در قرائت تاء خطاب است به جميع و در قرائت ياء منظور بنى اسرائيل است.
لغت:
وزر: بار سنگين. اينكه به گناه، وزر گويند به خاطر اين است كه صاحب