ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٦ - مقصود
كيد ساحر: اهل كوفه بجز عاصم «سحر» و ديگران «ساحر» خواندهاند.
بنا بر قرائت اول «سحر» هم مصدر و بمعناى فاعل است.
لغت:
لقف: به سرعت گرفتن.
كبير: معلم.
ايثار: ترجيح.
تزكى: طلب پاكى و نيكى. زكات مال هم همين است زيرا باعث زيادى مال مىشود.
اعراب:
(ما صَنَعُوا): اسم ان( آمَنْتُمْ لَهُ): فرق آن با «آمنتم به» اين است كه اولى به معنى تصديق و دومى به معنى ايمان ضد كفر است.
(مِنْ خِلافٍ): ممكن است به معنى «عن خلاف» باشد يا به معنى «على خلاف» و حال باشد.
(فِي جُذُوعِ النَّخْلِ): «فى» به معنى «على» است.
(أَيُّنا أَشَدُّ عَذاباً): تعليق است يعنى فعل «لتعلمن» در لفظ آن عمل نكرده است.
(وَ الَّذِي فَطَرَنا): عطف بر(ما جاءَنا) يا اينكه و او براى قسم است.
قاض: به تقدير «قاضيه».
(هذِهِ الْحَياةَ): به تقدير «امور هذه الحياة» يا «مدة هذه الحياة» بنا بر اول «هذه» مفعول به و بنا بر ثانى مفعول فيه است.
(جَنَّاتُ عَدْنٍ): بدل از «درجات».
مقصود:
(فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسى): موسى از ديدن منظره سحر آميز ايشان احساس ترس كرد. يعنى ترسيد كه مردم دچار اشتباه شوند و گمان كنند كه عمل ساحران مانند اعجاز موسى است و از تبعيت وى خوددارى كنند. اين معنى از جبائى است.