ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٧ - مقصود
اما بقولى طبيعى هر انسانى است كه از ديدن منظره هولناك بترسد و موسى هم ترسيد.
برخى گفتهاند: ترس موسى از اين بود كه مردم پيش از ديدن اعجاز وى متفرق شوند و او نتواند شبهه را از قلب ايشان بزدايد.
برخى گفتهاند: موسى نميدانست كه آيا عصايش وقتى اژدها شد مىتواند بر آنچه ساحران آورده بودند غلبه كند يا نه؟ از اين جهت مىترسيد. زيرا اگر عصايش اژدها مىشد و مارهاى ساحران را نمىبلعيد، ساحران مدعى مىشدند كه با موسى برابر هستند. مخصوصاً كه زور و زر و هوى و هوس نيز طرفدار آنها بود.
اما وقتى عصايش اژدها شد و نيرنگ ساحران باطل گرديد، اين ترس برطرف شد.
(قُلْنا لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلى): بموسى گفتيم: نترس. تو بواسطه پيروزى و غلبه، برتر خواهى بود.
(وَ أَلْقِ ما فِي يَمِينِكَ تَلْقَفْ ما صَنَعُوا): عصا را بيفكن تا ريسمانها و عصاهاى آنها را ببلعد. زيرا اينها اجسامى بيش نيستند و صانع آنها بر آنها غالب است.
گويند: هنگامى كه عصا را افكند، اژدهايى شد و اطراف صفوف گردش كرد تا همگان او را ديدند. آن گاه بطرف ريسمانها و عصاها رفت و همه را بلعيد. موسى آن را گرفت و بشكل عصا در آمد.
(إِنَّما صَنَعُوا كَيْدُ ساحِرٍ): كارى كه آنها كردهاند، مكر و نيرنگ ساحران است و واقعيتى ندارد.
(وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُ): از آنجا كه سحر حقيقتى ندارد، كار ساحر موجب پيروزى و رستگارى او نخواهد شد.
(حَيْثُ أَتى): ساحر در هر جا باشد و هر جا سحر كند، سرانجامش شكست است.
(فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سُجَّداً): پس از اين واقعه حيرت انگيز، ساحران اولين كسانى بودند كه در برابر موسى تسليم شدند و به سجده افتادند.
(قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هارُونَ وَ مُوسى): گفتند: بخداى هارون و موسى ايمان آورديم. البته خدا، خداى همگان است نه تنها هارون و موسى. اما علت اينكه