ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٠١ - مقصود
ذكر بپرسيد.
مقصود از اهل ذكر كيست؟ در روايت است كه على (ع) فرمود: مائيم اهل ذكر. از امام باقر (ع) نيز همين طور روايت شده است. مؤيد آن اين است كه خدا پيامبرش را «ذكراً رسولا» ناميده است برخى گويند: مقصود پيروان تورات و انجيل است. برخى گويند: مقصود اهل علم است به سرگذشت پيشينيان. برخى گويند:
مقصود اهل قرآن است، يعنى عالمان قرآن.
(وَ ما جَعَلْناهُمْ جَسَداً لا يَأْكُلُونَ الطَّعامَ وَ ما كانُوا خالِدِينَ): آنها جسد بيجانى نبودند كه هيچ نخورند و موجوداتى نبودند كه هرگز نميرند و جاودانى باشند. اين جمله در پاسخ اين است كه مىگفتند:(ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْواقِ) (فرقان ٧) اين چه پيامبرى است كه ميخورد و در بازارها راه مىرود؟! پس همانطورى كه پيامبران پيشين نياز بغذا داشتند و ميمردند، تو نيز نيازمند غذا هستى و ميميرى و اين امر نبايد موجب بىايمانى آنها گردد. زيرا وحى پيامبران را از بشريت خارج نميكند. كلبى گويد: جسد جسمى است كه در آن روح است و ميخورد و مىنوشد. پس هر چه بخورد و بنوشد، جسم است. مجاهد گويد: جسد چيزى است كه نميخورد و نمىنوشد. پس آنچه كه ميخورد و مىنوشد، نفس است.
(ثُمَّ صَدَقْناهُمُ الْوَعْدَ): ما بوعده خود در باره آنها وفا كرديم و عاقبت نيكو به آنها داديم هم در دنيا و هم در آخرت.
(فَأَنْجَيْناهُمْ وَ مَنْ نَشاءُ): آنها و كسانى كه با آنها بودند از شر دشمنان نجات داديم.
(وَ أَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِينَ): و تبهكاران را هلاك كرديم. قتاده گويد: مسرف مشرك است. اين جمله تهديدى است براى مردم مكه.
اكنون بذكر نعمت خود كه عبارت از انزال قرآن است پرداخته، مىفرمايد:
(لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ كِتاباً فِيهِ ذِكْرُكُمْ): اى جماعت قريش، كتابى بسوى شما فرستادهايم كه اگر به آن تمسك كنيد، شرف شماست. چنان كه در جاى ديگر مىفرمايد:
(وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ) (زخرف ٤٤) اين كتاب تذكرى است براى تو و قومت.