ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٠ - مقصود
گناه، سنگينى آن را متحمل مىشود. جمع وزر، اوزار است.
خوار: آوازى كه به شدت، تغيير مىكند. مثل صداى گاو و غير آن.
عكوف: درنگ كردن. اعتكاف در مسجد، يعنى ماندن در مسجد.
رقبة: انتظار. مرقب جاى بلندى است براى مراقبت و ديدهبانى.
بصر: آگاهى و ابصار ديدن.
اعراب:
(فَكَذلِكَ أَلْقَى): كاف صفت مصدر محذوف است. يعنى: «القى السامرى القاء مثل القائنا».
جسدا: بدل از عجلا.
(أَلَّا يَرْجِعُ): يعنى «انه لا يرجع» ممكن است «يرجع» را نصب داد.
ضلوا: در محل نصب و حال به تقدير «قد ضلوا».
(أَلَّا تَتَّبِعَنِ): در محل جر به «من» محذوف يا در محل نصب. يعنى «ما منعك من اتباعى» و حرف لاء زائده است. مثل:(ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ).
مقصود:
(قالُوا ما أَخْلَفْنا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنا): آنهايى كه گوساله پرست نشده بودند، گفتند: مخالفت وعده تو به اختيار ما نبود. زيرا نميتوانستيم گوساله پرستان را از كار زشتشان باز داريم. آنها زياد بودند و ما كم.
در روايت است كه فقط دوازده هزار نفر از قوم گوساله پرست نشده بودند و بقيه كه هفتصد هزار نفر بودند همه گوساله پرست شده بودند. بنا بر اين، دوازده هزار نفر از عهده هفتصد هزار نفر برنمىآمدند.
(وَ لكِنَّا حُمِّلْنا أَوْزاراً مِنْ زِينَةِ الْقَوْمِ): ولى ما بارهايى از زيورهاى فرعونيان با خود حمل كرده بوديم.
اين زيورها را قوم فرعون برسم عاريه به ايشان سپرده بودند. برخى گويند:
طلا و نقره و زيورهايى بود كه در موقع غرق شدن ايشان به ساحل افتاد و بنى اسرائيل