ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣١ - نظم
اندازه دانه خردلى باشد، براى مجازات حاضر مىكنيم و كافى است كه ما بهمه چيز عالم و حساب كننده همه چيزهاييم. بديهى است كه حسابگر بايد عالم و حافظ باشد.
(وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسى وَ هارُونَ الْفُرْقانَ): بموسى و هارون تورات داديم كه ميان حق و باطل فرق مىگذاشت و حق موسى را از باطل فرعون جدا كرد. برخى گويند:
فرقان شكافتن درياست.
(وَ ضِياءً وَ ذِكْراً لِلْمُتَّقِينَ): تورات راه را روشن ميكرد و وسيله هدايت گم- گشتگان بود و مردم پرهيزكار از مطالب آن اندرز مىگرفتند.
سپس در وصف متقين ميفرمايد:
(الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ): آنها در حال خلوت و تنهايى و در خلوتخانه دل، بدون ريا از خدا بيمناكند.
(وَ هُمْ مِنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ): و از روز قيامت و خطرات آن مىترسند.
(وَ هذا ذِكْرٌ مُبارَكٌ أَنْزَلْناهُ): ما اين ذكر مبارك را كه تا روز قيامت نفع مىبخشد، نازل كرديم.
برخى گويند: قرآن را مبارك ناميده است زيرا فوائد معنوى آن بسيار و پندها و اندرزهاى آن فراوان است. چون قبلا تورات را وصف كرده بود، در اينجا قرآن را وصف كرد.
(أَ فَأَنْتُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ): براى توبيخ است. يعنى چرا چنين اعجاز بزرگى را منكريد؟
نظم:
وجه اتصال قصه موسى و هارون بما قبل اين است كه قبلا وحى را شرح داده بود. بدنبال آن بيان كرد كه نزول قرآن بر پيامبر اسلام چيز تازهاى نيست. بر موسى و هارون هم تورات نازل شد.
برخى گويند: متصل است به(لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ) يعنى همانطورى كه ترا استهزاء كردند، با اينكه كتاب بر تو نازل شده است، موسى و هارون را هم استهزا كردند، با اينكه بر آنها نيز كتاب نازل شده بود.