ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١٦ - مقصود
برميگردد و اگر مجهول بخوانيم «للذين» در محل رفع و نائب فاعل است، و اگر دومى را معلوم بخوانيم. ضمير جمع فاعل آن و اگر مجهول بخوانيم نائب فاعل آن است.
هدمت: اهل حجاز بدون تشديد خواندهاند. اگر به تشديد بخوانيم مخصوص كثرت است و اگر بدون تشديد بخوانيم مشترك است ميان قلت و كثرت.
لغت:
بدن: جمع بدنه: شتر فربه وجوب: افتادن صواف: جمع صافّ: به صف ايستادگان قانع: قناعت كنندهاى كه آبروى خود را نريزد.
معتر: كسى كه سؤال كند.
صومعه: محل تجمع مسيحيان.
بيع: كنيسه يهوديان.
اعراب:
بدن: منصوب به فعل مقدر صواف: حال( الَّذِينَ أُخْرِجُوا): در محل جر و بدل از(لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ) يا خبر مبتداى محذوف يا منصوب بفعل محذوف.
(إِلَّا أَنْ يَقُولُوا): استثناء در اينجا براى نقض نفى است. يعنى «الا بقولهم» بعضهم: بدل از «الناس» بدل بعض از كل.
مقصود:
در اينجا بذكر شعائر پرداخته، مىفرمايد:
(وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ): شتران درشت اندام و بقولى گاوان و شتران را كه براى قربانى قابل استفاده هستند، از نشانههاى دين و مناسك حج قرار