ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٩٠ - مقصود
(يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَضُرُّهُ وَ ما لا يَنْفَعُهُ): چنين كسى كه در حقيقت غير خدا را مىپرستد، نه از اين پرستش سودى مىبرد و نه از ترك آن زيانى مىبيند.
(ذلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِيدُ): اين كار گمراهى است، گمراهى دور از حق و رشد.
(يَدْعُوا لَمَنْ ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ): اين كه در گمراهى دور از حق است غير خدا را كه زيانش از سودش نزديكتر است مىخواند. يعنى در عالم آخرت زيانش از سودش نزديكتر است. اين تعبير با توجه به اينكه چنين معبودى هيچ نفعى ندارد، باز هم صحيح است. زيرا عرب به چيزى كه نيست، مىگويد: بعيد است.
(لَبِئْسَ الْمَوْلى وَ لَبِئْسَ الْعَشِيرُ): چه بد ياور و چه بد همدمى برگزيدهاند، يعنى بتى كه به او دل بستهاند، يار و رفيق خوبى نيست.
اكنون كه وضع مردمى كه در باره دين در ترديدند، روشن شد، در باره پاداش مؤمنين مىفرمايد:
(إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يُرِيدُ): خداوند مردمى را كه بوحدتش تصديق و كارهاى نيكو مىكنند، داخل بهشتهايى مىكند كه نهرها از زير آنها روان است. خدا در باره اوليايش و فرمانبردارانش هر چه از نيكى خواهد كند و در باره دشمنانش و معصيت كارانش هر چه از اهانت خواهد كند و مانعى در برابرش نيست.
(مَنْ كانَ يَظُنُّ أَنْ لَنْ يَنْصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ):
هر كس گمان كند كه خدا پيامبرش را يارى نميكند و دشمنش را در دنيا و آخرت شكست نميدهد، ريسمانى به سقف آسمان ببندد.
(ثُمَّ لْيَقْطَعْ): و آن قدر بكشد تا ريسمان گسيخته شود و خود بر زمين سقوط كرده، از شدت خشم بميرد. اما اينكار بىفايده است زيرا خدا رسولش را يارى ميكند و خشم او بىفايده است.
(فَلْيَنْظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ ما يَغِيظُ): ببيند آيا با اين تدبير و نيرنگ شعله خشمش فرو مىنشيند يا نه؟