ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١٥ - قرائت
ترجمه:
براى شما قربانيها را از شعائر خدا قرار داديم كه براى شما در آنها خير است.
پس نام خدا را در حالى كه بپا ايستادهايد بر آنها ببريد و چون به پهلو در افتادند، از آنها بخوريد و به قناعت پيشه و خواهنده بخورانيد. اين چنين آنها را براى شما مسخر كرديم. شايد شكر كنيد. گوشت و خون آنها بخدا نميرسد ولى تقواى شما بخدا مىرسد. اين چنين آنها را براى شما مسخر كرديم تا خدا را بر اينكه هدايتتان كرده بزرگ شماريد و نيكو كاران را بشارت ده. خدا از مردم مؤمن دفاع ميكند و خدا خيانتكار كفر پيشه را هدايت نميكند. به آنها كه قتال ميكنند اجازه داده شده زيرا مظلوم شدهاند و خدا بيارى آنها قادر است. آنها كه از ديارشان بنا حق اخراج شدهاند. جز اينكه مىگويند: پروردگار ما خداى يكتاست و اگر خدا بعضى از مردم را به بعضى دفع نميكرد، كليساها و كنيسهها و نمازها و مسجدها كه در آنها نام خدا بسيار برده مىشود، ويران مىشد و خدا هر كه را ياريش كنند يارى ميكند و خدا توانا و بزرگ است.
قرائت:
لن ينال ... و لكن يناله: يعقوب هر دو را به تاء خوانده. ابو جعفر اولى را به تاء خوانده. ديگران هر دو را به ياء خواندهاند. علت اين است كه «لحوم» را اگر بمعنى جماعت بگيريم، حكم مؤنث و اگر بمعنى جمع بگيريم، حكم مذكر دارد.
كلمه «تقوى» هم جايز الوجهين است.
يدافع: ابن كثير و اهل بصره «يدفع» خواندهاند. گاهى باب مفاعله با ثلاثى مجرد بيك معنى است.
دفع اللَّه: اهل مدينه و يعقوب «دفاع» خواندهاند، بهمان دليلى كه گذشت.
اذن ... يقاتلون: اهل مدينه و حفص هر دو را مجهول و ابو بكر و ابو عمرو و يعقوب اولى را مجهول و دومى را معلوم و ابن عامر اولى را معلوم و دومى را مجهول و ديگران هر دو را معلوم خواندهاند. اگر اولى را معلوم بخوانيم ضمير فاعل به «اللَّه»