ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣٥ - مقصود
(فَجَعَلَهُمْ جُذذاً إِلَّا كَبِيراً لَهُمْ): بتها را قطعه قطعه كرد، بجز بت بزرگ را كه بحال خود گذاشت. اين بت از لحاظ ساختمان بزرگتر بود يا از لحاظ احترام. گويند:
با تيشهاى كه در دست داشت، يكا يك آنها را شكست. همين كه به بت بزرگ رسيد، تيشه را بر گردنش نهاد و خارج شد.
(لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ): شايد آنها بسوى بت بزرگ برگردند و از او بپرسند و او جواب ندهد و آنها به جهل خداى خويش پى برند.
(قالُوا مَنْ فَعَلَ هذا بِآلِهَتِنا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ): همين كه برگشتند و بتها را شكسته ديدند، گفتند: هر كس با خدايان ما چنين كرده، بخود ظلم كرده است.
زيرا كشته خواهد شد. يا اينكه: پرسيدند: كه اين كار را با خدايان ما كرده؟ او ظالم است. زيرا كار نابجايى كرده است.
(قالُوا سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ): يكى از آنها كه از نقشه ابراهيم مطلع شده و تهديد ابراهيم را درباره بتها شنيده بود، آنچه از ابراهيم شنيده بود باطلاع آنها رسانيد و آنها گفتند: ما مىشنيديم كه جوانى از بتها بد گويى ميكند و مىگويد: اينها سود و زيانى ندارند، نمىبينند و نمىشنوند.