ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٠ - مقصود
اعتراف ايشان گفت: آيا بتهايى پرستش مىكنيد كه براى شما هيچ سود و زيانى ندارند.
اينها اگر قادر بودند بشما سود و زيان برسانند، مىتوانستند ضرر را از خود دور سازند. وانگهى هر كس قادر بر سود و زيان رساندن باشد، شايسته پرستش نيست.
تنها كسى شايسته پرستش است كه بر اصول نعمتها يعنى حيات و شهوت و قدرت و كمال عقل و ثواب و عقاب قادر باشد. سپس بمنظور زشت شمردن كردار ايشان ميفرمايد:
(أُفٍّ لَكُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ): اف بر شما و بر آنچه جز خدا پرستش مىكنيد.
زجاج گويد: يعنى كارهاى شما منقطع و بىفايده باد. در باره تفسير و اختلاف قرائت كلمه «اف» در سوره بنى اسرائيل سخن گفتهايم (آيه ٢٣).
(أَ فَلا تَعْقِلُونَ): چرا در باره اين بتهاى بيجان و غير لايق پرستش فكر نميكنيد؟
(قالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ): هنگامى كه اين اعتراض تند را از ابراهيم شنيدند، گفتند: ابراهيم را به آتش بسوزانيد و خدايانتان را تعظيم و يارى كنيد، اگر اهل يارى و كمك هستيد.
گويند: مردى كه پيشنهاد سوزاندن ابراهيم كرد، يكى از كردهاى ايران بود كه بكيفر كردارش زمين او را بلعيد.
برخى گويند: گوينده اين سخن نمرود بود.
بدنبال اين پيشنهاد، مردم به جمع آورى هيزم پرداختند. اگر كسى بيمار مىشد، به بازماندگان خود وصيت مىكرد كه در كار جمع آورى هيزم كوتاهى نكنند و قسمتى از تركه خود را براى خريدارى هيزم وصيت مىكرد. زنهايى بودند كه پنبه- ريسى ميكردند و از اجرت آن براى سوختن ابراهيم و رضاى خدايان! هيزم مىخريدند. سرانجام هيزم بسيارى فراهم شد و آتش شعلهور گرديد.
اما هر چه فكر ميكردند كه ابراهيم را چگونه در آتش بيفكنند، پى نمى- بردند. تا اينكه شيطان آمد و آنها را به منجنيق آشنا كرد. براى نخستين بار منجنيق ساخته شد و ابراهيم بوسيله آن به آتش افكنده شد.