ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤١ - مقصود
(قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ): هنگامى كه ابراهيم را به آتش افكندند، گفتيم: اى آتش، بر ابراهيم سرد و سلامت باش و او را نسوزان.
البته آتش جماد است و قابل خطاب نيست. منظور اين است كه: ما آتش را سرد و سلامت ساختيم تا او را آسيب نرساند. مثل:(كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ) (بقره ٦٥) يعنى آنها را بصورت ميمونهايى در آورديم كه دور مىشدند. نه اين كه به آنها امر كرديم كه ميمون باشند.
برخى گفتهاند: ممكن است خداوند همين طور به آتش خطاب كرده باشد.
در سرد بودن آتش وجوهى است: ١- خداوند در آتش بجاى حرارت ايجاد سرما كرد تا ابراهيم اذيت نشود. ٢- خداوند ميان آتش و ابراهيم فاصله ايجاد كرد.
٣- سوختن بعلل و عواملى حاصل مىشود كه در آتش است. ممكن است خداوند اين علل و عوامل را خنثى كرده باشد. آنچه مسلم است اين است كه خداوند آتش را از سوزاندن ابراهيم منع كرده است. اما كيفيت آن را خودش بهتر ميداند.
ابو العاليه گويد: اگر خداوند كلمه «سلاما» را اضافه نميكرد. سرماى شديد بيش از حرارت ابراهيم را رنج ميداد. اما با اين دستور، سرما به ابراهيم صدمه نزد.
و اگر «على ابراهيم» اضافه نميكرد، سرماى آتش هميشگى بود.
امام صادق (ع) ميفرمايد: هنگامى كه ابراهيم در منجنيق قرار گرفت و خواستند او را به آتش بيفكنند، جبرئيل آمد و گفت: «ابراهيم، السلام عليك و رحمة اللَّه و بركاته. آيا حاجتى دارى؟» گفت: بتو نه! همين كه او را در آتش افكندند، گفت:
«يا اللَّه يا واحد يا احد يا صمد يا من لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفواً احد»
. طولى نكشيد كه حرارت آتش فرو نشست و با جبرئيل در بوستانى سر سبز كه ويژه خليل خدا بود، بگفتگو پرداختند.
از پيامبر گرامى اسلام روايت شده است كه وقتى نمرود ابراهيم را به آتش افكند، جبرئيل جامه و فرشى از بهشت برايش آورد. جامه را به تنش كرد و فرش را براى او گسترد و با يكديگر بگفتگو نشستند.