ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣ - موضوع و فائده اين علم
بديهى است كه خداوند جهان و انسان را بى فائده و بدون در نظر گرفتن هدفى نيافريد او انسان را آفريد تا بفرمانش گردن نهد و از گناهان دورى كند و بمقرراتى كه خدا براى سعادت و تمام شدن حجت بر او از راه وحى برايش معين كرده عمل كند.
خدا در انسان نيروى عقل قرار داد تا چراغ روشن فرا راهش باشد و باو دست و پا داد تا آنچه فهميده انجام دهد و بالاترين و پر ارزش ترين ثمرات و نتيجههاى عقل و اعضاء سالمى كه خدا داده آنست كه انسان از راه علم و عمل بسعادت هميشگى و رستگارى واقعى در زندگى مادى و معنوى و معاش و معاد برسد.
خداوند راه سعادت را براى بندگان خود بيان كرده و اعمالى را كه از او دوست دارد و فائدهاش بخود او باز ميگردد بوسيله شرايع الهيه بر زبان فرستادگان بزرگ معين نمود.
بر اين فرستادگان كه پايهگذاران قانون و شريعت بودند خداوند كتابى كه جامع آن قوانين و بزبان خود مردم باشد نازل نمود تا آنان را از تاريكيهاى جهل و نادانى بروشنايى ايمان و يقين در آورد و مردم كلام خدا را بشنوند و احكامش را بفهمند و آنچه در اين كتاب مجمل و نيازمند به توضيح باشد همين فرستاده آن را براى مردم واضح ميكند، انبياء نيز جانشينان خود را علم كتاب آموختند تا مرجعى براى بيان معانى كتاب و تفسير مبهمات آن باشند و در تاريكيهاى بدعت و جهل انوار درخشنده آنان فرا راه عقول قرار گيرد و در برابر بدعت گذرانى كه همه چيز را با دلخواه تفسير و توجيه مىكنند سدّ محكمى باشند و آيات قرآن را آن چنان كه خدا ميخواهد معنى كنند نه مانند دستههايى كه در اسلام پديد مىآمدند و مطابق ميل و هوس خود آنچه خواستند در آيات گفتند، مثلًا آيه كريمه:(رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ) را به عشق و حبّ بر گرداندهاند.
يا اينكه آيه(مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ) را به اين صورت نوشته^^^^ من ذل ذى (كسى كه خوار كند اين را يعنى نفس را) يشف