ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٢٢ - فرود آمدن سنگ از ترس خدا
١- از مجاهد و ابن جريج نقل شده: هر سنگى كه از بالاى كوه بسوى اين سرازير ميشود در اثر ترس از خداوند است و از اين جهت ممكن است ترس از خداوند در سنگ يافت شود اما دلهاى يهود با اينكه معرفت بصدق پيامبر اسلام دارند هيچگاه نرمى و خشوع پيدا نكند و از اين رو ميتوان گفت: دلهاى آنان سختتر از سنگ است.
٢- زجاج ميگويد: خداوند شناسايى خويش را بپارهاى از كوهها عنايت فرمود و آن كوه اطاعت و فرمانبردارى او را درك نمود مانند همان كوهى كه خداوند هنگام سخن گفتن با موسى بر آن متجلى و ظاهر شد و در نتيجه خراب و ويران گرديد.
و مانند سنگى كه نبىّ اكرم بر طبق روايتى در باره آن فرمود: سنگى در جاهليت بر من سلام داد و هم اكنون من آن سنگ را مىشناسم و اين احتمال نادرست است زيرا كوه تا زمانى كه جماد و سنگ است شناسايى و معرفت خداوند در آن امكان ندارد و اگر حيات پيدا كند ديگر كوه نخواهد بود، و منظور از روايت بر فرض صحّت اين است: خداوند آن سنگ را نعمت حيات و زندگى بخشيد و پس از آن بر نبىّ اكرم سلام داد و سپس بحال اول برگشت. و اين خود يكى از معجزات آن پيامبر بزرگ بود.
٣- منظور از فرود آمدن سنگ از ترس خدا اين است: كه اگر در باره آن سنگها نيروى فكر بكار رود و عجائب و خصائص آنها در نظر گرفته شود و در نتيجه از راه آنها پى بخالق متعال برده شود آنها متفكر را به ترس از خداوند راهنمايى كرده و يا مستقيماً ايجاد ترس در او مينمايند.
٤- منظور از اين تعبير ضرب المثل است يعنى گويا سنگ از ترس خدا فرود ميآيد همانند ترسى كه در انسان عاقل وجود دارد و مانند اين تعبير در چند مورد از قرآن كريم نيز واقع شده مانند آيه شريفه(فَوَجَدا فِيها جِداراً يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ)[١] كه
[١] سوره ١٨ آيه ٧٦، يافتند موسى و خضر در آن قريه ديوارى را كه اراده فرود آمدن داشت.