ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٥ - تفسير
را بيان ميكند، سلمان ميگويد: دارندگان اين صفت بخصوص هنوز نيامدهاند ولى نظم كلام ايجاب ميكند كه اين صفت نيز مانند صفات قبلى در همان منافقين زمان رسول اكرم باشد.
و ممكن است مراد از اين آيات تنها منافقين زمان رسول اكرم نبوده بلكه بطور كلى كسانى كه داراى اين صفات در هر زمانى باشند شامل گردد بنا بر اين، مقصود سلمان اين است كه پس از انقراض منافقان زمان رسول اكرم، دارندگان اين صفت هنوز نيامدهاند.
تفسير
وقتى بمنافقان گفته ميشود: با ارتكاب گناه و جلوگيرى مردم از گرايش بايمان و اسلام (بقول ابن عباس) يا بكمك و مساعدت بكفّار (بقول ابو على جبائى) يا با تغيير دين و تحريف كتاب (بقول ضحاك) در زمين فساد نكنيد اينان ميگويند تنها ما هستيم كه اصلاحات بدست ما انجام ميگيرد و ما مصلحيم.
در اينكه چگونه اينان خود را اصلاحگر ميدانستند دو نظر است.
١- نفاق و دو رويى آنان كه از نظر مسلمين زشت و فاسد شمرده ميشد از نظر خودشان عملى پسنديده و بصلاح آنان بحساب ميآمد چه منافقين با اين روش ميخواستند در بين هر دو دسته سالم بمانند.
٢- كارهاى زشتى كه مرتكب ميشدند از قبيل گناه و جلوگيرى مردم از ايمان و يا تحريف كتاب و امثال آن در ظاهر انكار ميكرده و ميگفتند: ما اين كارها را نمىكنيم و ما صالح و مصلحيم و خود اين كار نفاق ديگرى از آنان بود و همانطور كه اظهار ايمان ميكردند و در واقع مؤمن نبودند قرآن ميگويد: آگاه باشيد اينان كه فساد و نفاق را صلاح خود ميدانند يا كارهاى زشت خود را انكار ميكنند اينان فساد گردانند.
(أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ) ولى نميدانند.
(وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ) نميدانند نفاقشان بصلاح آنان نيست و يا نميدانند با اين