ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٢ - تفسير
و معتب بن قشير و يارانشان و گروهى از يهود بودند.
تفسير
پارهاى از مردم ميگويند- بخدا- و بآنچه بر رسول اكرم نازل شده در باره قيامت و جز آن ايمان آورديم ولى مقصود آنان از اين اظهار ايمان اينست كه بر اسرار مسلمانان واقف شده براى كفار نقل كنند و نيز براى اين است كه خود را به پيامبر نزديك نمايند هم چنان كه مؤمنان نزديك بودند ولى اينان در واقع ايمان نياوردهاند.
((ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ)) و آنچه بزبان ميآورند غير از آن است كه در دل دارند.
(يُخادِعُونَ اللَّهَ) با توجه به اينكه خدا بهمه چيز چه آشكار و چه نهان عالم و آگاه است و نميتوان او را فريب داد در معناى اين آيه «كه ميخواهند خدا را گول بزنند» چند وجه بيان شده است از اين قرار:
١- اگر چه اينان نميتوانند خدا را گول بزنند ولى كار و عمل ايشان طورى است كه اگر كسى باطن و واقع را نداند گول ميخورد يعنى كار كسانى كه گول ميزنند انجام ميدهند مثلًا در باره كسى كه عملش را با ريا آميخته ميگويند: چقدر نادان است ميخواهد خدا را گول بزند در حالى كه خدا از خود او بعملش آگاهتر است.
٢- اينان رسول خدا را گول ميزنند و در اين صورت تقدير آيه چنين است «يخادعون رسول اللَّه» و همانطور كه اطاعت پيامبر اطاعت خدا و نافرمانى او نافرمانى خدا است پس گول زدن رسول نيز بمنزله گول زدن خدا مىباشد.
(وَ الَّذِينَ آمَنُوا)- اينان مؤمنين را گول ميزنند وقتى آنان را مىبينند ميگويند ايمان آورديم تا در مجالس آنان شركت و اسرارشان را براى دشمنان نقل كنند اگر چه صورت عمل خدعه و فريب مسلمين است ولى در واقع خود را گول ميزنند.
(وَ ما يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ)- زيرا وقتى از ايمان واقعى دور شدند و بر جاده هوى و هوس و خواستههاى نفس رفتند طبعاً بعذاب و بدبختى سقوط خواهند كرد ولى آنها از عاقبت عمل خدعه آميز خود بى اطلاعند.
(وَ ما يَشْعُرُونَ)- از اين آيه ميتوان اين مطلب را نيز استفاده كرد كه گمراهان