ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦ - سبب احتياج
و گاهى اجمال آن چنان زياد است كه شرح آن با مطلب مورد نظر وفق نميدهد و معنا را واضح نميسازد.
دانشمندانى را مىبينيم كه با عنايت و علاقه خاصّى مجالس و انجمنهايى تشكيل ميدادند براى شرح و توضيح كلام خطبا و شعرا تا راز و رمز آن كلمات را روشن سازد و در تمام آن موارد هيچكس صاحب آن سخن مجمل را سرزنش نميكرد تا وقتى از حدود موازين ادبى خارج نشده بود با توجه باين اصل ادبى روشن ميشود در محيط فصاحت و بلاغت عربستان كه تفنن و تنوع سخن و اجمال و تفصيل گويى آن از اركان محسنات كلام بحساب ميآمد اگر قرآن با سبكى روان و ساده و يك نواخت و در خور فهم عالم و عامى نازل ميشد در اين بازار ارزش و قيمتى نمىيافت و با ردّ افكار مواجه ميگشت و گردنها در برابر آن خاضع نمىگشت و قهراً اثر هدايتى كه از آن منظور بود حاصل نميشد.
در اسلوب حيرت انگيز و اعجاز آميز قرآن استعارات و كنايات و مجارات با سبكى دلنشين و جذاب بكار رفته كه هر كس بمقدار استعداد و توانايى فكر بيش از آنها مطلبى مىفهمد و روى اين اصل گاهى ديده ميشود اختلاف در فهم آيات پيش ميآيد يكى معنايى را مىفهمد و بر درستى فهمش دليل ميآورد كه ديگرى درست در جهت عكس آن مطلب را درك كرده و او نيز بر صحت فكر خود دليل ذكر ميكند.
اينجا است كه چارهاى جز مراجعه بخاندان وحى و رسالت و اهل ذكر و راسخان در علم نيست. در قرآن آيات محكم (روشن و واضح) و متشابه (پيچيده و مجمل) و ناسخ و منسوخ و مجمل و مبيّن و عام و خاص و احكام و واجبات و مستحبّات و مواعظ و امثال و حِكَم و مانند آن ديده ميشود آيات مربوط بمواعظ و قصص معنايش واضح است و چندان نيازى به توضيح ندارد و قبل از آنكه اسلام توسعه يابد و لغتهاى ملّتهاى ديگر وارد در لغت عرب شود اعراب اصيل روى همان ملكه فطرى و طبيعى در فهم اين دسته از آيات نيازمند به چيزى نبودند و خود مىفهميدند.
فهم آيات مربوط به فرائض و ناسخ و منسوخ و مانند آن جز با رجوع به رسول