ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٥٣ - نظم اين سوره
و رحيم كه مىميراند و زنده ميكند اشياء را پديد مىآورد و دو باره بسوى نيستى باز ميگرداند ولى خود او ذات زندهاى است كه هيچ چيز به او مانند نيست و خالقى است كه جز او كسى شايسته پرستش نيست و آن چنان خداى را با اين صفات شناخت كه گويى هم اكنون او را مىبيند در اين حال است كه روش سخن را تغيير ميدهد و از خبر به خطاب ميگرايد و ميگويد:(إِيَّاكَ نَعْبُدُ) (خدايا تو را مىپرستيم) همانطور كه وقتى انسان شخصى را توصيف ميكند و صفاتش را شرح ميدهد و در اين ميان خود آن شخص كه وارد ميشود روش سخن را تغيير داده آن شخص را مخاطب قرار ميدهد.
سالك راه توحيد وقتى مىبيند دل انسان در معرض شبهات و هجوم آراء مختلف است و جز خدا كسى نمىتواند كمك او باشد لذا از خدا براى توفيق در طاعت و تهيه وسائل و اسباب آن در خواست كمك ميكند و ميگويد:(إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ).
عارفى كه بدين درجه از كمال معرفت رسيد و بر راه حق مستقيم شد ميترسد كه لغزشى برايش پيش آيد زيرا تنها معصومين هستند كه از خطا و لغزش ايمن و مصونند لذا از خدا توفيق ثبات و پايدارى و دوام بر راه خدا و ايمنى از لغزشها را مىخواهد و ميگويد(اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ).
و كلمه صراط مستقيم لفظى است جامع معرفت احكام و توفيق عمل به شرايع و قوانين اسلام و پيروى از كسانى كه خدا اطاعت آنان را واجب دانسته است و دورى از گناه مىباشد وقتى همه اينها را دانست توجه پيدا ميكند كه براى خدا بندگانى است كه مشمول نعمتهاى مخصوص اويند. و خدا آنان را در ميان مردم بر گزيده و حجّت بر خلق قرار داده است پس از خدا مىخواهد كه او را نيز بدانان ملحق كند و بر راه آنان بدارد تا گمراهان گمراه كنندهاى كه دشمن حقيقت و كور از ديد واقعيت و مخالف راه اعتدالاند و مشمول غضب و لعن خدا قرار گرفتهاند و خدا بر ايشان رسوايى و عذاب مهيّا نموده است نتوانند در او اثر كنند و از شرشان محفوظ بماند و ميگويد(صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ)