ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٦٦ - مرجع ضمير در«قالوا» كيست؟
خورده ميشود از اعضاء ميگذرد و در آنها راه پيدا نميكند، شاعر ميگويد:
|
تغلغل حيث لم يبلغ شراب |
و لا حزن و لم يبلغ سرور[١] |
|
و منظور از «اشربوا» اين نيست كه ديگران با آنان چنين معامله كردند بلكه فاعل خود آنان است همانطور كه قائل ميگويد: «أنسيت ذلك» كه معناى آن فراموش كردن است نه اينكه ديگرى موجب فراموشى او شده باشد، و گفته ميشود: أوتى فلان علماً جمّا (به فلان كس علم فراوانى داده شد) در صورتى كه خود، آن را بدست آورده و تحصيل كرده است.
(بِكُفْرِهِمْ ...)- بسبب كفر ايشان معناى كلمه اين نيست: كه خداوند كفر آنان را دوستى و محبت گوساله قرار داد زيرا كه محبت گوساله كفر و زشت است و خداوند عمل كفرآميز در مورد بنده انجام نميدهد نه در ابتداء و نه بعنوان كيفر و جزا.
بلكه منظور اين است: كه در اثر محبت گوساله نسبت بخداوند كافر شدند.
و برخى گفتهاند: آنهايى كه گوساله را براى يهود زينت داده و آنان را بسوى آن خواندند مانند سامرى و شياطين انس و جن محبت گوساله را در دلهاى آنان وارد كردند و معناى «بكفرهم» اين است كه چون آنان معتقد به تشبيه بودند و خدا و صفات خدا را نميدانستند و پرستش غير او را جايز مىشمردند از اين جهت محبت گوساله در دل آنان راه پيدا كرد و كافر شدند زيرا كه عقائد آنان موجب كفر بود، و كسى كه معتقد است اين امر (محبت گوساله) از طرف خداوند بعنوان كيفر و مجازات بوده چنين كس گفتار غلط و بىپايهاى را گفته زيرا كه محبت گوساله نه ضررى در آن است و نه ميتواند كيفر باشد.
(قُلْ بِئْسَما يَأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمانُكُمْ ...)- بگو بد است آن چيزى كه ايمان شما امر ميكند شما را بآن.
[١] محبت و عشق او بنحوى در اعماق قلب جايگزين شده كه محلى براى نوشيدن و حزن و سرور باقى نگذاشته است.