ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٦٠ - تفسير
آن نبودند- يعنى نبوّت و پيامبرى-( أَنْ يُنَزِّلَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ ...)- خداوند از روى فضل فرو ميفرستد بر هر كه از بندگانش بخواهد.
و آن عبارت است از وحى و پيامبرى.
(فَباؤُ بِغَضَبٍ) و برگشتند به غضب.
يهود پس از آنكه در برابر دشمنان خويش محمّد ٦ را مايه فتح و پيروزى خويش ميدانستند و ميگفتند: او پيامبرى است كه برانگيخته خواهد شد از اين عقيده برگشتند و هنگامى كه آن وجود مقدس مبعوث شده راه ارتداد و انكار را پيمودند و در حقيقت برگشت بغضب خداوند نمودند و بواسطه كفر سزاوار دورى از رحمت خدا شدند.
مؤرج ميگويد: معناى(فَباؤُ بِغَضَبٍ) بر وفق لغت جرهم اين است كه آنان سزاوار لعنت و دورى از پروردگار شدند و كلمه «باء» بطور مفرد استعمال نميشود تا اينكه گفته شود: رجوع و برگشت او بخير بود يا بشرّ.
ابو عبيده ميگويد: منظور از اين جمله آن است كه غضب پروردگار را بر خود هموار و مورد تصديق قرار دادند و ريشه «بوء» بمعناى تقرير و استقرار است.
(عَلى غَضَبٍ ...)- روى غضب.
در آن چند قول است.
١- عطا ميگويد: منظور از غضب اوّل هنگامى بود كه يهود قبل از بعثت پيامبر تورات را تحريف كرده و تغيير دادند و غضب دوّم زمانى بود كه بعد از بعثت انكار آن وجود مقدس نمودند.
٢- سدى معتقد است: غضب اوّل زمانى بود كه گوساله را پرستش كردند و غضب دوم هنگامى كه پيامبر را انكار نمودند.
٣- حسن و عكرمه و قتاده ميگويند: اوّلى هنگامى بود كه عيسى را انكار و دوّمى زمانى كه پيامبر اسلام را باور نكردند.