ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٥٦ - داستان
گفته ميشد پس گفتند: حداد و أحد يكى است از اين جهت در نزديكى آن كوه پراكنده شدند بعضى از آنان- تيما- را اختيار و برخى- فدك- را انتخاب و عدهاى- خيبر- را برگزيدند آنهايى كه در تيما ساكن شده بودند پس از مدّتى محبّت ديدار برادرانشان در آنها پيدا شد، عربى كه از قبيله- قيس- بود بر آنان گذر كرد شترهاى او را كرايه كردند عرب گفت: من شما را از بين- عير- و- أحد- عبور ميدهم، گفتند:
هر وقت كه بآنجا رسيدى ما را مطلع گردن پس هنگامى كه بزمين- مدينة رسيد عرب گفت: آن عير و اين احد است. از پشت شتر پائين آمدند و گفتند: ما بمنظور خود رسيديم و حاجتى بشتر تو نداريم هر كجا خواهى برو و نامهاى ببرادرانى كه در فدك و خيبر بودند نوشتند كه ما آن مكان مورد نظر را يافتيم شما بسوى ما آئيد، آنان در جواب نوشتند: ما در مكان خود پا بر جا شده و اموالى براى خود گرد آوردهايم و ما بشما كاملًا نزديكيم و هنگام ظهور او با سرعت بسوى شما خواهيم آمده اينان در زمين مدينه اموالى بدست آوردند و هنگامى كه اموال آنان زياد شد اين جريان به- تبّع- رسيد او در مقام جنگ با اينان بر آمد اينها متحصّن شدند، تبّع آنان را محاصره و پس از آن امان داد، آنان وارد بر تبّع شدند، تبّع گفت: من شهرهاى شما را جاى خوشى يافتم و ميل دارم در آنجا اقامت كنم، گفتند تو چنين حقى ندارى زيرا كه آنجا مكان هجرت پيامبرى است و هيچكس را نشايد تبّع گفت: من از اسيرانم گروهى را در ميان شما جانشين مىكنم كه هر زمان اين جريان رخ داد بيارى و كمك آن بپاخيزند پس اوس و خزرج را بجاى گذارد و هنگامى كه اوس و خزرج از لحاظ افراد زياد شدند دست درازى باموال يهود كرده و از آنها استفاده ميكردند يهود در برابر آنها ميگفتند: آن هنگام كه خداوند محمّد ٦ را برانگيزد ما شما را از شهرهايمان بيرون مىكنيم، پس زمانى كه خداوند پيامبرش را بر انگيخت انصار باو ايمان آوردند و يهود راه كفر را برگزيدند و اين همان جريانى است كه خداوند در اين آيه شريفه بازگو فرمود.