ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٩٥ - گناه نبود!
شده است. قتاده و سدى و مجاهد ميگويند مقصود، مطلق شهر است در مقابل بيابان و موسى ميگويد آنچه شما ميخواهيد در بيابان نيست و اگر داخل شهرى بزرگ كه عرض و طولى دارد شويد آنچه كه خواستار آن هستيد خواهيد يافت.
در اينجا سخن راجع بآنان پايان يافت و سپس در باره كسانى از بنى اسرائيل كه نسبت باحكام الهى در باره شنبه تجاوز كردند و پيامبران را بناحق كشتند سخن را ادامه داده ميگويد: بر اين مردم زشت رفتار، ذلت و خوارى حتمى و مقرر شد.
حسن و قتاده ميگويند منظور از ذلّت، «جزيه» است مطابق آيه كريمه:
(حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ)[١] (تا بدست خود جزيه دهند و كوچك شوند).
عطا ميگويد «ذلّت» همان نشان مخصوص است كه يهود بايد آن را ميزدند.
مسكنت ...- فقر و تهيدستى است كه در يهود ديده ميشود كه حتى اگر ثروتمند هم باشد باز خود را در لباس فقر در ميآورد تا ماليات ندهند.
برخى از اين آيه فهميده و استدلال كردهاند كه ثروتمند بر فقر برترى و فضيلت دارد چون خداوند يهود را بر فقرشان مذمت ميكند و فقر را چون كيفر و عذاب براى آنان ميشمرد.
ولى با توجه به اينكه مقصود از اين «مسكنت» فقر روحى است سستى و بىپايگى اين استدلال واضح ميگردد زيرا چه بسيار از يهود ديده ميشوند كه ثروت مادى دارند ولى حتى يك فرد از آنان يافت نميشود كه از نظر روحى غنيّ و شريف باشد و رسول اكرم فرموده ثروتمندى بىنيازى روح است[٢].
ابن زيد ميگويد خداوند بكيفر آنكه يهود، آيات خدا را منكر و پيامبران را كشتند عزّت آنان را بذلّت و نعمتشان را به بدبختى و خشنودى و رضاى خود را به غضب بر آنان تبديل كرد.
[١] آيه ٢٩ از سوره توبه
[٢] الغنى غنى النفس