ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٥ - تفسير
گويند كلمه «اسرائيل» از دو كلمه «اسر» بمعناى بنده و «ئيل» بمعناى خدا مركّب شده است مانند كلمه عبد اللَّه در عربى[١].
اذكروا- بياد آريد- از «ذكر» بياد آوردن- توجه نمودن در برابر فراموشى و نيز «ذكر» بمعناى بزبان آوردن و شرف، و كتابهاى پيامبران و دعا و نماز آمده است.
وفا- انجام دادن، نگهداشتن عهد و پيمان است.
عهد: سفارش- پيمان.
فارهبون- بترسيد و بينديشيد از ماده «رهب» بمعناى ترس در مقابل «رغبت» بمعناى ميل.
ثمن- بهاء- با كلمات «عوض و بدل» هم معنى است با اين تفاوت كه «ثمن» بدل در معامله است پول باشد يا غير آن ولى عوض، اعمّ از آن است و بدل چيزى است كه بجاى ديگرى قرار ميدهند و فرق «ثمن» با «قيمت» (ارزش) آن است كه «ثمن» (بهاء) ممكن است مساوى با كالا و ممكن است زياد و كم باشد ولى «قيمت» با كالا برابر است.
تفسير
پس از آنكه خداوند دليلهاى توحيد و خداشناسى را براى همه مردم بيان نمود و نيز نعمتى را كه به پدر انسانها (حضرت آدم) داده يادآور شد در اين آيات، حجّتها و دليلهايى را كه براى بنى اسرائيل آورده شده و نعمتهايى را كه به آنان و پدرانشان داده است بيان ميكند و آنان را به عنوان جدّ اعلى (يعقوب) خطاب كرده ميفرمايد: اى پسران يعقوب (اسرائيل) و طرف خطاب، يهود و نصارى هستند
[١] صاحب كتاب قاموس مقدس مينويسد: اسرائيل يعنى كسى كه بر خدا پيروز شد و آن اسم يعقوب بن اسحاق است كه در هنگام كشتى با فرشته خدا بدان ملقب گرديد و اسرائيل و اسرائل و اسرال نيز خوانده شده است.