ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٩ - اين ارض همان مكه است
بامور دين و دنيا بوده كه خدا به آدم آموخت.
٣- برخى گفتهاند: نام تمام چيزهايى را كه خلق شده و يا نشده و بعداً آفريده خواهد شد به او آموخت.
٤- على بن عيسى ميگويد: فرزندان آدم همه زبانهاى مختلف را از پدر آموختند و پس از تفرقه و پراكندگى، هر دستهاى بزبانى كه عادت داشتند تكلّم كردند ولى با اين حال بهمه زبانها دانا بودند تا زمان حضرت «نوح» و پس از طوفان كه بيشتر مردم هلاك گشته و باقيمانده نيز متفرّق شدند و هر قومى زبانى را كه خود بهتر مىتوانستند انتخاب نموده و بقيه زبانها را تدريجاً فراموش كردند.
٥- از امام صادق ٧ سؤال شد كه منظور از نامهايى كه خدا به آدم آموخت چيست؟ فرمود نام زمينها، كوهها، درهها، بيابانها و در اين هنگام نگاهش بفرشى كه بر زمين گسترده بود و حضرت بروى آن قرار داشت افتاد و فرمود: حتى نام اين فرش را نيز خدا به او آموخت، و گفته شده كه منظور از نامها، نام ملائكه و فرزندان خود آدم بوده است.
برخى گفتهاند فوائد و امتيازات و نامهاى حيوانات را خدا بآدم ياد داد و اينكه هر حيوانى بچه كارى ميخورد خداوند باو آموخت.
و نيز گفته شده كه خداوند بآدم زبان عربى را نياموخت و اولين كسى كه باين زبان تكلم كرد، حضرت اسماعيل بود. و اضافه كردهاند سخن گفتن براى سه پيامبر معجزه بود. آدم، اسماعيل و حضرت محمّد ٦.
در نحوه تعليم خداوند بآدم نيز اختلاف است. از اينقرار:
١- خداوند اين معانى و اسماء را بقلب او الهام كرد و زبانش بآن معانى گويا شد كه خود، اعجاز و خرق عادت بود.
٢- او را بفرا گرفتن آن اسماء وادار كرد.
٣- اول بار زبان ملائكة را باو آموخت و آدم با آن زبان بقيه زبانها را ياد گرفت.