ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٨ - اين ارض همان مكه است
(وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ) (ما تو را تسبيح و تقديس ميكنيم) تسبيح ملائكه همان حمد و ستايش آنان از خدا مىباشد زيرا حمد، ثنا و شكر است. و همين شكر، اعتراف است به اينكه خداوند، بزرگ و منزّه و قابل ستايش ميباشد و كلمه تسبيح معنايش جز اين نيست.
سپس خداوند در پاسخ ملائكه ميگويد:(إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ) (من ميدانم چه مصالحى در اين آفرينش است كه شما نميدانيد) بعضى گفتهاند كه آنچه خدا ميدانست و ملائكه نميدانستند همان تكبّر و عجب ابليس بود در ترك سجده.
قتاده مىگويد: مراد علم ببودن انبياء و صالحين در فرزندان آدم است.
قرآن پس از بيان آفرينش انسان و سؤال ملائكه برترى آدم را بر همه موجودات ديگر بيان ميكند اين فضيلت و برترى را تنها در سايه علم و دانش او و اينكه خداوند همه اسماء خود را به آدم آموخت(وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها) ميداند.
در اينكه منظور از اين اسمها چيست؟ اقوالى بيان شده است.
١- قتاده ميگويد: منظور از اسمها. معانى و حقيقت آنها است زيرا بديهى است فضيلت در الفاظ و اسامى نيست جز باعتبار معنى و حقيقت.
وقتى كه اسرار و حكمت اين نامها را خداوند بيان كرد. ملائكه اقرار كردند كه علم و اطلاعى ندارند و اصولًا تا چيزى را كه خدا به آنها نياموزد و نگويد. آنان نخواهند دانست.
٢- ابن عباس و سعيد بن جبير و بيشتر مفسّران ميگويند: منظور از نامها نام تمام صنعتها و اصول و رموز كشاورزى، درختكارى و تمام كارهايى كه مربوط