فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٨ - كالبد شكافى در آموزشهاى پزشكى آيت اللّه محمد مومن قمى
از جمله دلايل بر نفى حرمت كفار، روايات مستفيضهاى است كه از ائمه(ع) وارد شده و در مقام بيان مشاركت ايمان با اسلامند. از فرموده آنان است:
«الاسلام ما عليه المناكح و المواريث و حقن الدماء. (٥٤)
اسلام، آن چيزى است كه ازدواجها، مواريث و حفظ خونها بر آن استوار است.
بنا بر اين، اسلام است كه خونها را حفظ مىكند و كافر، به اعتبار اين كه كافر است، خونش محترم نيست، چه رسد به اين كه حرمت بيشترى داشته باشد.بر اين اساس، براى اثبات حرمت آنان ديگر مجال نمىماند براى استدلال به مثل اين قول ائمه(ع):
«في رجل قطع رأس الميت، قال: عليه الدية لانّ حرمته ميتاً كحرمته و هو حيّ. (٥٥)
اين روايت دلالت مىكند بر اين كه حرمت براى فرد زنده تا بعد از وفات ادامه دارد و جاى ترديدى نيست كه اختصاص به كسى دارد كه در حال حيات احترامى داشته باشد، اما فردى كه در زمان حيات، حرمتى ندارد، قهراً مشمول عموم مذكور نخواهد شد.
مىدانيد در باره حرمتى كه در رابطه با ذمه وارد شده ترديد است كه آيا حرمت اسلام است، يا حرمت آنان، تا قبول شرايط ذمه، حيثيت تعليلى براى ثبوت اين احترام در مورد اهل ذمه باشد. بنا بر اين، مجرد شك براى عدم امكان استدلال به اين روايات بر ثبوت حرمت براى اهل ذمه، كفايت مىكند و اين استدلال از قبيل استدلال به عام، در شبهه مفهوميه است.
تمام اين قسمت، در مورد ذميان اهل كتاب بود، اما كفار حربى و ديگر انواع آنان كه عقد ذمه با ايشان صحيح نيست، روشن است كه مرده آنان احترامى ندارد.
همين طور از آنچه گفته شد، روشن مىشود كسانى كه از حكومت اسلامى امان
(٥٤)وسائل الشيعه، ج١٩، ص٢٤٨ ـ ١٤٩، ديات الاعضاء، باب ٢٤، ح٤ و ٦.
(٥٥)همان.