فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣١ - روند آينده اجتهاد آيت اللّه شهيد محمد باقر صدر
مىداند، ولى سير تاريخى آن در مذهب شيعه، بيشتر به حوزه اوّل معطوف گرديد. از اين روى، مجتهد در خلال استنباط، «فرد» مسلمانى را در نظر مىگيرد،تا آن تئورى را بر رفتارهاى او تطبيق كند، و تصورى از «جامعه» اى كه خواستار بناى حيات و روابط آن بر اساس اسلام است، ملحوظ نمىدارد.
اين محدوديت و تنگ نگرى در هدف، خود معلول شرايط و عواملى تاريخى است؛ چه، حركت اجتهاد شيعه از بدو پيدايش، در نتيجه ارتباط حكومتهاى موجود در دورانهاى مختلف و بيشتر مناطق، با فقه اهل سنت، در انزواى سياسى و دور از عرصه هاى اجتماعى به سر مىبرده است.
اين گوشه نشينى سياسى،به تدريج دامنه هدف اجتهاد را نزد شيعه تنگتر كرده و رفته رفته، اين فكر، كه عرصه عرض اندام آن، تنها در حوزه شخصى است، رسوخ يافته است و بدين صورت، اجتهاد در ذهن فقيه با «فرد» مسلمان و نه «جامعه» گره خورده است.
آغاز تحول، يا توسعه در هدف
پس از سقوط دولتهاى اسلامى، در نتيجه استيلاى استعمارگران غير مسلمان، اين انزوا، فقط در اجتهاد شيعه محصور نماند، بلكه همه اسلام و فقه تمامى مذاهب را در برگرفت و به جاى آن، افكار ديگرى براى تجديد بناى حيات اجتماعى مطرح شد و فقهى هماهنگ با آن مبانى فكرى، جايگزين فقه اسلامى گرديد. پيدايش اين دگرگونى عميق در اوضاع امت اسلامى تأثير شگرفى بر حركت اجتهاد شيعه گذارد ؛ زيرا خطرى واقعى از جانب استعمار كافر و نفوذ سياسى، نظامى و فرهنگى آن، كيان اسلام و امت را تهديد مىكرد، تا بدان جا كه مقاومتهايى به منظور دفع اين خطر شكل گرفت. در خلال اين درگيريها و مقاومتها، حركت اجتهاد دريافت كه جنبه فردى ديدگاههاى اسلام درباره زندگى ارتباط مستحكمى با جنبه اجتماعى آن دارد؛ زيرا با پس زدگى وجهه