فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٦ - كالبد شكافى در آموزشهاى پزشكى آيت اللّه محمد مومن قمى
نيست با وجود سرورى و بزرگوارى ذاتى كه مسلمان دارد، به تجهيز كافر بپردازد. اين، نظير قول خداست كه مىفرمايد:
«الزانية و الزاني فاجلدوا كلّ واحد منهما ماة جلدة و لأتاخذكم بهما رأفة... (٥١)
زن و مرد زنا كار را، هريك، صد تازيانه بزنيد و اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد، مبادا كه در حكم خدا نسبت به آن دو، دستخوش ترحم گرديد....
حاصل كلام:مقتضاى اخبارى كه در بابهاى گوناگون آمده، ثبوت حرمت ميت ذمى است، همان گونه كه حرمت زنده آنان ثابت شد. پس آنچه را دو فقيه بزرگوار ما، فتوا دادهاند، درست به نظر نمىرسد.
اين مطالب، تنها چيزى بود كه توانستيم در مورد اثبات احترامى براى ميت ذمى بيان كنيم. پس از همه آنها بعيد نيست كه گفته شود: نهايت چيزى كه از دو دسته روايات مذكور استفاده مىشود، اين است: كه منشأ اين حقوق، حرمت اهل ذمه است يا حرمت ذمه اسلام، اين روايات دلالتى بر آن ندارند، بلكه كسانى را كه طبيعتاً بايد با آنان جنگيد و آنان را كشت، جانشان ارزشى ندارد، مگر وقتى دولت اسلامى به آنان اجازه بدهد و ملتزم به شرايط خاصى مىشوند و در بلاد اسلامى زندگى كنند، خود همين اذن، كه مبتنى بر رعايت مصالح بلندى است، واجب مىكند كه بايد حرمتشان را داشت. اين حرمت، حرمت ذمه اسلام است و در هر موردى كه اسلام و اولياى امور مسلمانان، امان و ذمهاى به كسى دادند، جريان دارد، هر چند كافر حربى و مشرك باشد. به آيه كريمه نظرى بيندازيم كه مىفرمايد:
{فإذا انسلخ الاشهر الحرُم فاقتلوا المشركينَ حيث وجدتموهم و خذوهم و احصروُهم و اقعدوا لهم كلّ مرصدٍ... } (٥٢)
(٥١) سوره توبه، آيه٢.
(٥٢) سوره توبه، آيه ٥.