فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٠ - ذبح با دستگاههاى پيشرفته آيت اللّه سيد محمود هاشمى شاهرودى
معناى لغوى اشتقاقى كه مؤنث آن «حديدة»، به معناى قطعهاى تيز و برنده است و استعمال آن در سلاح، يعنى ابزار ذبح و كشتن و بريدن و نيز معدنيهاى سختى كه به اين منظور به شكل چاقو، شمشير، كارد ساخته شده است، شايع و رايج گشته است.
٢. معدن مخصوص كه معناى جامد و ثانوى براى حديد است نه معناى اصلى و مؤنث آن نيز همچون معناى پيشين حديده است. پس اين معناى دومى با معناى نخست هم از جهت جمود و اشتقاق متفاوتند و هم از آن جهت كه در معناى دوم، بر خلاف اوّلى، ويژگى برندگى ملحوظ نيست.
بنابراين، اراده هر دو معنى از كلمه «حديده» در روايات «لا ذكاة إلاّ بحديدة» يقيناً نادرست است؛ زيرا به كار بردن يك لفظ در دو معناى جامد و مشتق درست نيست. يا معناى نخست، كه اصلى و اشتقاقى است، بايد مورد نظر باشد، يا معناى دوم. در صورت نخست، سخن امام (ع) «لا ذكاة إلاّ بحديدة» بر اين دلالت دارد كه ابزار ذبح؛ بايد سلاح، يعنى ابزار تيز آماده براى سر بريدن باشد و نمىتوان به هر چه كه گلو را قطع مىكند و يا رگها را جدا مىسازد، بسنده كرد. در صورت دوم، چنين مىرساند كه ابزار ذبح، بايد قطعهاى از آهن باشد و ذبح با ديگر اجناس صحيح نيست. جمع بين اين دو ممكن نيست، مگر آنكه «حديد» را منحصر در ابزارى تيز و آماده بريدن، كه تنها از جنس آهن باشد، بدانيم. اين ادعا، افزون بر آنكه شاهدى بر آن نيست، بر خلاف گفته گروهى از لغتشناسان است كه دو معنى براى «حديده» نگاشتهاند:
١. قطعهاى معدنى از آهن.
٢. مؤنثحديد، به معناى تيز.
بلكه با مراجعه به موارد كاربرد مىتوان دريافت كه در موارد بسيار، به شمشير شخص يا كارد و مانند آن، حديده آن شخص گفته مىشده است بدان جهت كه سلاحى تيز و آماده كشتن و بريدن بوده است، خواه از جنس آهن يا جنس ديگر و يا آميزهاى از هر دو. پس در