فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨ - فقه أهل البيت عبدالرضا ایزد پناه
١. بررسى مكتبهاى فقهى
با اين كه در تاريخ فقاهت، مجتهدانى صاحب سبك و مكتب ظهور كردهاند، حوزهها از اين زاويه به سراغ آن فقيهان نرفتهاند. اگر مكاتب فقهى مجتهدان بزرگ بررسى و مقايسه شود، مكانيزم استدلال، شيوه برداشت آنان از قرآن و سنت، مشى اجتهادى شان در مواردى كه «نقلى» نرسيده است، اصول و قواعدى كه براى اجتهاد ابداع كردند و مسائل جديدى كه بر فقه افزودند و...
شناسايى، فهم و مقايسه گردد، آموزه و راهنماى خوبى براى پاسخ گويى مسائل مستحدثه و بالنده كردن فقه در روزگار ما مىشود.
٢. تاريخ فقه و اصول
امروز تاريخ علم در دانشگاههاى دنيا رشته مخصوصى راويژه خويش كرده است. تاريخ علم، هويت آن دانش است و به عالمان آن دانش اصالت مىدهد و آنان را با گذشته تلخ و شيرين آشنا مىكند. فهم تاريخ علم، عالم را بر آن دانش محيط مىكند، روش برخورد با معضلات علم را مىآموزد و راه حل مشكلات علمى را مىنماياند.
بايسته است در اصول و فقه، پژوهشى تاريخى شود، بدين گونه كه زمان پيدايش هر اصل، قاعده و مسأله شناخته شود، طرح كننده آن اصل، قاعده و مسأله معلوم شود و علت افزودن و طرح آن ارزيابى و ريشهيابى گردد و عكس العمل نقدها و ادله مخالفان روشن شود. اين امور، طالب فقه و اجتهاد را به چگونگى تحول و دگرگونى فقه آشنا كرده به او مىآموزد كه چسان فقه شيعه از مجموعههاى حديثى و اصول اربعمئة بهسطح جواهرالكلام ارتقا يافتهاست.
اين شناختها، طالب فقه را توانا در تأسيس اصول، استخراج قاعده جديد، طرح مسائل نو و پاسخ گويى به حوادث واقعه مىكند.
در اين راستا، لازم است تاريخ علم اصول و تاريخ فقه تدوين شود و مدارس فقهى هر