فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٥ - كالبد شكافى در آموزشهاى پزشكى آيت اللّه محمد مومن قمى
بنا بر اين، قرار دادن قصاص در اختيار مجروح و سقوط قصاص در صورت قبول ديه، دليل روشنى بر گفته ماست.
مثل اين روايت، بلكه صريح تر از آن، صحيحه ابو بصير از امام صادق(ع) است كه مىگويد:
(سألته عن السنّ و الذراع يكسران عمداً، لها أرش أو قود، فقال(ع): قود. قال: قلت: فان اضعفوا الدية؟قال(ع) ان ارضوه بما شاء فهو له. (١٠)
از ايشان، درباره دندان و ساعد دست كه عمداً شكسته شوند، پرسيدم: آيا ارش دارند يا قصاص؟ فرمود: اگر او را راضى كنند، به آنچه خواسته است ديه از آن اوست.
در اين روايت، اضافه شده كه معيار سقوط قصاص، رضايت مجنىٌّ عليه است اگر چه رضايت، با دادن چند برابر ديه شرعى، به دست مىآيد.
بايد گفت: نظير اين روايات، در باب قتل عمد نيز آمده است كه اختيار قصاص و تبديل به ديه، يا بيشتر يا كمتر از ديه را به صاحبان خون، كه وارثان مقتولاند، واگذارده و اين، حقى است كه از ميت به آنان رسيده است:
در صحيحه عبداللّه بن سنان آمده است:
«سمعت أباعبداللّه يقول: من قتل مومناً متعمّداً قيد منه إلاّ أن يرضى أولياء المقتول ان يقبلوا الدية فإن رضوا بالدية و احبّ ذلك القاتل فالدية... (١١)
شنيدم كه امام صادق(ع) فرمود: هر كس، مومنى را عمدا بكشد، قصاص مىگردد، مگر اين كه صاحبان خون، به گرفتن ديه رضايت دهند و قاتل نيز آن را بپذيرد. پس ديه كفايت مىكند.
(١٠)همان، ح٤.
(١١)همان، ص ٣٧، قصاص النفس، باب ١٩، ح١.