فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٦ - كالبد شكافى در آموزشهاى پزشكى آيت اللّه محمد مومن قمى
در روايتى كه يونس به اسناد معتبر از بعضى از اصحاب ما، از امام صادق(ع) نقل كرده است كه فرمود:
«من قتل مؤمناً متعمّداً فإنّه يقاد به إلاّ ان يرضى أولياء المقتول ان يقبلوا الدية أو يتراضوا بأكثر من الدية او اقل من الدية فإن فعلوا ذلك بينهم جاز... (١٢)
هركس مؤمنى را عمدا بكشد، بايد قصاص شود، مگر اين كه اولياى دم، به گرفتن ديه رضايت دهند، يا بيشتر از ديه و يا كمتر از آن، به توافق برسند. پس اگر چنين كردند، كفايت مىكند.
خلاصه:شكى نيست حرمت هر گونه ايذا بر فرد زنده، ملاكش اين است كه هر فردى حرمتى دارد كه مانع هر نوع تعرض به وى مىشود و ديگر اين كه خداوند متعال، رعايت حق و حرمت او را حتى در مثل خراش و فشار و زدن واجب دانسته است و آوردن احاديثى كه بر اين امر دلالت دارند، از قبيل توضيح واضحات است. پس بنابر رواياتى كه نمونه هايى از آن ذكر شد، هر گاه كسى بميرد، تعرض بر بدن او، در جميع مواردى كه در زمان حياتش حرام بوده، حرام است. و به عبارتى ديگر، حرمت او پس از مرگ، همانند حرمت او در زمان حيات است.
اين دسته از روايات، كاملاً بر حرمت كالبد شكافى ميت و قطع اعضاى او دلالت دارند.
٢. اين كه گفته مىشود: كالبد شكافى و قطع اعضاى ميت، در حكم مثله است و حرام. از اين روى، در صحيحه جميل بن دراج از امام صادق(ع) آمده است كه فرمود:
«كان رسول اللّه(ص) إذا بعث سرّية دعا بأميرها، فاجلسه إلى جنبه و اجلس أصحابه بين يديه، ثمّ قال: سيروا بسم اللّه و باللّه و في سبيل اللّه و على ملّة رسول اللّه(ص) لاتغدروا و لاتغلّوا و لاتمثّلوا و لاتقطعوا شجرة، إلاّ ان تضطروا إليها و لاتقتلوا شيخاً فانياً و لا صبياً و لا امرأة... (١٣)
(١٢)همان، ح٣.
(١٣)همان، ج١١، ص٤٣، جهاد العدو، باب ١٥، ح٢ و ٣؛ الكافي، ج٥، ص٢٩، ح٣.