فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٢ - كالبد شكافى در آموزشهاى پزشكى آيت اللّه محمد مومن قمى
عن الخلاف و الانتصار و الغنية الاجماع عليه). (٦)
دوم: بنا بر قول مشهور بين اصحاب، به بريدن سر ميت مسلمان حرّ، صد دينار تعلق مىگيرد، بلكه در كتابهاى خلاف، انتصار و غنيه، بر اين مسأله ، ادعاى اجماع شده است.
خلاصه اين كه:مسأله (تعلق ديه به جنايت بر ميت)، در كلمات متقدمين و متأخرين، مذكور است و آنچه در اين جا نقل شد، از باب نمونه است. كسانى كه در جست و جوى اطلاعات بيشترند، به منابع مربوط مراجعه كنند.
به نظر اين جانب، پاره كردن و شكافتن بدن ميت و قطعه قطعه كردن اعضاى او، ممكن است در سه عنوان بگنجد كه چه بسا، هر يك از اينها سبب حرمت شود:
١. هتك حرمت ميت. روايات بسيارى دلالت دارند كه رعايت حرمت ميت، همانند زنده واجب است. در صحيحه عبداللّه بن سنان و صحيحه عبداللّه بن مسكان، به سند صدوق از امام صادق(ع)، آمده است:
«في رجل قطع رأس الميت قال: عليه الدية لانّ حرمته ميتاً كحرمته و هو حيّ ». (٧)
درباره مردى كه سر ميتى را قطع كرد، امام مىفرمايد: ديه بر اوست، زيرا حرمت ميت، همانند حرمت او، در حال حيات است.
بيان دلالت:امام(ع) به ديه حكم فرمود و علت آن را اهانت به مرده ذكر كرد.
حرمت، در كتابهاى لغت و استعمال متعارف، علاوه بر احترام و رعايت حريم انسان، به معناى حرمت تكليفى نيز مىآيد. اما آنچه با تعليل مذكور مناسبت دارد، اراده احترام است، زيرا ديه، جنايت وارد شده را جبران مىكند و عوض آن است. پس علت بايد گوياى حقى باشد كه عوض براى اوست و آن، با اراده احترام ميت و اين كه نبايد به او
(٦)جواهر الكلام، شيخ محمد حسن نجفى، ج٤٣، ص٣٨٤.
(٧)وسائل الشيعه، شيخ حر عاملى، ج١٩، ص٢٤٨ ـ ٢٤٩، ديات الاعضاء، باب ٢٤، ح٤ و ٦.