فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٣٣٨ - اهل الذكر
اهل التّقوى
اهل التّقوى از اسما و صفات الهى است. اهل به كسانى كه وجه اشتراك دينى و نسبى و شغلى با فردى دارند اطلاق مىشود و نيز به معناى شايستگى آمده [١] و تقوا آن است كه خود را از شىء مخوف حفظ كنيم. [٢] اهل تقوا در اين مدخل، به معناى شايستگى براى ترسيدن است؛ چنانكه در روايات، تقوا در آيه ٥٦ مدثر (٧٤) به معناى مفعولى آن آمده است؛ [٣] ولى ممكن است به معناى فاعلى نيز تفسير شود؛ يعنى خدا اهل تقوا است و از هرگونه ستم و زشتى مىپرهيزد. [٤]
اهل التّقوى و اراده خدا
١) سزاوارى خدا براى پرواپيشگى از او سبب منوط بودن پندگيرى از قرآن به مشيّت الهى:
كلّا إنّه تذكرة* وما يذكرون إلّاأن يشاء اللّه هو أهل التّقوى وأهل المغفرة. [٥]
مدثر (٧٤) ٥٤ و ٥٦
اهل التّقوى و دعوت خدا
٢) اهل التّقوى بودن خداوند، مقتضى دعوت الهى به اندرزهاى قرآنى:
كلّا إنّه تذكرة* فمن شاء ذكره* وما يذكرون إلّاأن يشاء اللّه هو أهل التّقوى وأهل المغفرة. [٦]
مدثر (٧٤) ٥٤- ٥٦
خدا و اهل التّقوى
٣) اهل التّقوى از اسما و صفات الهى:
وما يذكرون إلّاأن يشاء اللّه هو أهل التّقوى وأهل المغفرة.
مدثر (٧٤) ٥٦
اهل الذّكر
ذكر در لغت به معناى قوه حافظه و ياد كردن است؛ خواه با زبان يا قلب. [٧] به قرآن [٨] و رسولاكرم (ص) [٩] نيز ذكر گفته شده و اهل ذكر در اين مدخل، آگاهان [١٠] به طور عموم، عالمان به كتابهاى آسمانى [١١] و امامان (ع) [١٢] هستند.
[١] مفردات راغب.
[٢] همان.
[٣] الدرّالمنثور، سيوطى؛ برهان، ذيل آيه.
[٤] تفسير نمونه، ذيل آيه.
[٥] بنابراين احتمال كه «اهل التّقوى و ...» علّت براى صدر آيه «و ما يذكرون إلّاأن يشاء اللَّه» باشد؛ يعنى پند گرفتن از قرآن، جز به مشيّت و توفيق الهى ممكن نيست؛ زيرا خداوند اهل تقوا و اهل مغفرت و نافذ در اعمال بندگان خود است. (الميزان، ذيل آيه)
[٦] «اهل التّقوى و ...» مىتواند علّت براى «إنّه تذكرة فمن شاء تذكرة» باشد. (الميزان، ذيل آيه)
[٧] مفردات راغب.
[٨] زخرف (٤٣) ٤٤.
[٩] طلاق (٦٥) ١٠- ١١.
[١٠] «فسئلوا أهل الذّكر» به يك اصل عمومى عقلايى دلالت دارد و آن وجوب رجوع جاهل به عالم است. (تفسير الميزان، ذيل آيه)
[١١] مطابق ظاهر و سياق آيات ٢١ و ٤٣ سورههاى انبيا و نحل.
[١٢] تفسير عيّاشى؛ البرهان فى تفسير القرآن، ذيل آيه.