فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٣٠٥ - اولواالالباب
آلعمران (٣) ضمن اشاره به پيامدهاى مرگبار تفرقه و اختلاف، آنان را به اتّحاد و الفت دعوت كرد. [١] برخى مفسّران مقصود از «انصار» در آيه ١٤ صف (٦١) [٢] و «طائفتان» در آيات ١٢٢ آلعمران (٣) [٣] و ٩ حجرات (٤٩) [٤] را اوس و خزرج دانستهاند. مفسّران در ذيل آياتى ديگر نيز از آنان ياد كردهاند.
اوّل
اوّل، از اسما و اوصاف الهى است. وصف كردن خدا به اوّل، بدين معناست كه پيش از او چيزى به وجود نيامده است. [٥] پيامبر گرامى اسلام (ص) مىفرمايد: اللّهم أنت الأوّل فليس قبلك شىء؛ خداوندا تو اوّلى هستى كه قبل از تو چيزى نيست [٦] و از چيزى پيش از خود نشأت نگرفته است [٧] و او ازلى و ابدى است. اميرمؤمنان على (ع) مىفرمايد: ليس لأوّليّته ابتداء و لا لأزليّته انقضاء هو الأوّل لميزل و الباقى بلا أجل؛ براى اوّليت او آغازى نيست و براى ازليّت او پايانى نخواهد بود؛ نخستينى است كه همواره بوده و جاويدى است كه سرآمدى ندارد. [٨]
١) اوّل و نخستين بودن خداوند:
هو الأوّل والأخر ... وهو بكلّ شىء عليم.
حديد (٥٧) ٣
اولاد---) فرزند
اولواالابصار---) بصيرت
اولواالارحام---) خويشاوندى
اولواالالباب
اولواالالباب صاحبان خرد ناباند. [٩] برخى آن را به عقل پاكيزه معنا كردند. گفتنى است كه بين لبّ و عقل رابطه عام و خاصّ است؛ هر جا كلمه لبّ به كار رود، عقل نيز هست؛ ولى هر عقلى را لبّ نمىگويند. گفتنى است كه در اين مدخل فقط به واژه «اولواالالباب» پرداخته شده و آيات مربوط به عاقلان در جايگاه خود خواهد آمد.
اهمّ عناوين: آمرزش اولواالالباب، بشارت به اولواالالباب، پاداش اولواالالباب، تقواى اولواالالباب، فضايل اولواالالباب، عبرت اولواالالباب، وظايف اولواالالباب.
[١] جامعالبيان، مج ٣، ج ٣، ص ٣٦- ٤٨؛ مجمعالبيان، ج ١- ٢، ص ٨٠٤.
[٢] التعريف و الأعلام، ص ٣٣٥.
[٣] جامعالبيان، مج ٣، ج ٣، ص ٩٧.
[٤] جامعالبيان، مج ١٣، ج ٢٦، ص ١٦٥.
[٥] مفردات راغب؛ بحارالأنوار، ج ٤، ص ١٨٢.
[٦] تفسير قرطبى، ج ٩، ذيل آيه.
[٧] بحارالأنوار، ج ٤، ص ١٨٢.
[٨] نهجالبلاغه، خطبه ١٦٣.
[٩] مفردات راغب.