ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٠
درآمدی از برای خود داشته باشند ، از دسترنج شخصی خود زندگی کنند ، قسمتی از وقت خود را صرف تهیه امر معاش و قسمت دیگر را صرف شؤون روحانی از تحصیل و تحقیق و تألیف و تدریس و افتاء و ارشاد و تبلیغ بنمایند . این عده معتقدند که روحانیت و شؤون روحانیت در اسلام یک شغل و حرفه مخصوص نیست که بشود برای او بودجه مخصوصی در نظر گرفت ، هر کس که قادر است ضمن تأمین امر معاش خود عهدهدار شؤون روحانی بشود حق دارد وارد بشود و اگر کسی میخواهد این شؤون را به عهده بگیرد و آنگاه کل بر اجتماع گردد بهتر اینست که از اول وارد چنین مجاهدهای نشود . استدلال این عده اینست که در صدر اسلام یعنی زمان رسول اکرم ( ص ) و زمان ائمه اطهار ( ع ) اشخاصی بودند که همین وظائف را به عهده داشتند ، حلال و حرام تعلیم میکردند ، نصیحت و موعظه میکردند ، در حوزههای درس شرکت میکردند و خودشان حوزه درس داشتند ، در عین حال هر کدام از آنها شغل و حرفهای برای زندگی داشتند . بسیاری از آنها با عنوان شغل و حرفه خود از قبیل تمار ، عطار ، بزاز ، خزاز ، طحان ، سمان ، حذاء ، و شاء و غیره در کتب حدیث و فقه و تاریخ شناخته میشوند . هیچ دیده نشده که رسول خدا یا ائمه اطهار یک یا چند نفر را دستور داده باشند از همه کارها دست بکشند و منحصرا به مشاغلی که امروز مشاغل روحانی نامیده میشود از قبیل افتاء و تدریس و امامت جماعت و وعظ و تبلیغ و غیره بپردازند . اینست نظر عدهای . حقیقت اینست که اگر افرادی زندگی خود را از راه دیگر تأمین و با