ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧١
برود . یک برات آزادی هم به نصرانی میدهند ! از این قبیل قصهها . اینها همان طوری که عرض کردم بهره برداری از نقطه ضعف و از جهالت و عوامی مردم است ، کمک کردن به گمراهی مردم و غرورهای بیجای مردم است . پیغمبران اینطور نمیکردند ، سخت با نقاط ضعف مردم میجنگیدند ، مصلحت مردم را رعایت میکردند نه میل و رضای آنها را . این بود که در زمان خودشان کمتر مرید پیدا میکردند . خلاصه این قسمت این شد که مصلحتگوئی مردم به حکم « و توقیفهم علی ما اراد من مصلحة دینهم و دنیاهم » دو چیز میخواهد : یکی علم و اطلاع ، و دیگری اخلاص . علم و اطلاع هم در دو قسمت باید باشد یکی علم و اطلاع کامل از خود دین ، دیگر علم و اطلاع از اوضاع جهان و جریانهای اجتماعی . درباب اخلاص هم دو مطلب ذکر کردم که مورد احتیاج روز ما است : یکی اینکه منبر ، کرسی دلالی برای شخصیتها قرار نگیرد ، دیگر اینکه وسیله مبارزه با نقاط ضعف اجتماع باشد نه وسیله بهرهبرداری از نقاط ضعف آن .
خطیب باید مردم را در جریان وقایع بگذارد
قسمت سوم دستور امام رضا علیه السلام این بود : « و یخبرهم بما ورد علیهم من الافاق من الاحوال التی فیها المضره و المنفعة » یعنی آنها را آگاه کند به جریانهای خوب یا بدی که در آفاق دور دست برای عالم اسلام اتفاق میافتد . " آفاق " جمع افق است ، مقصود نقطه دور دست است . جریانهایی در نقاط دوردست جامعه اسلامی واقع میشود و مردم بیخبرند و نمیدانند چه گذشته است ، خطیب باید آنها را به مردم بگوید . خلاصه