ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٥
که چنین مسابقهای در دنیا هست باید کوشش کرد و جامعه را به حرکت آورد که در این مسابقه عقب نماند . علیهذا نشستن و هی انتقاد کردن و ایراد گرفتن ، این کار را نکن ، آن کار را نکن ، اسمش هدایت نیست . یک روز در مدرسه مروی با چند نفر از آقایان طلاب همین مطلب را در میان گذاشته بودم و میگفتم آقایان ! معنی هادی قوم بودن این نیست که ما تنها حالت منع و توقف به خود گرفتهایم ، به هر کاری که میرسیم میگوئیم این را نکن ، آن را نکن ، و مردم را گرفتار کردهایم ، یک جا هم باید مردم را تشویق کرد و به حرکت آورد . همین مثال اتومبیل را ذکر کردم و گفتم که ما باید مثل راننده اتومبیل باشیم ، یک جا به اتومبیل گاز بدهیم ، یک جا فرمان را بپیچیم ، یک جا ترمز کنیم ، یک جا کار دیگر ، مثلا چراغ بدهیم ، هر موقعیتی اقتضائی دارد . بعد شوخی کردم و گفتم ما که نباید همیشه " آقا شیخ ترمز " باشیم ، همه جا ترمز بکنیم . تنها ترمز کردن کافی نیست ، یک جا هم باید " آقا شیخ فرمان " باشیم ، یک جا " آقا شیخ موتور " باشیم . یکی از طلاب گفت ما هیچکدام نیستیم ، ما " آقا شیخ دنده عقب " هستیم . به هر حال خیلی علم و اطلاع وسیعی میخواهد که مواقع مختلف را بشود تشخیص داد . شخص باید بفهمد کجا سنگر هست ، سنگر را بگیرد ، چه فرصتی پیش آمده از فرصت استفاده کند . رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود « ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوا لها » . یعنی نسیمهای رحمت الهی گاه بگاه میوزد . رحمت الهی مثل نسیم است ، خبر نمیکند که کی و چه ساعتی میآیم . هوشیار باشید که از آن نسیمها استفاده کنید . فرصتها مثل نسیم زودگذر است ، اگر از دست رفت به