ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤١
خروشی به وجود آورد که طولی نکشید معاویه و یارانش از دور آب به کناری
رانده شدند . من هر وقت به این جملهها میرسم مثل اینست که ارتعاشی در
بدنم پیدا میشود . آن جملهها اینست « قد استطعموکم القتال » یعنی این
جمعیت پیشقدم شدهاند و مانند گرسنهای که غذا بخواهد خواهان نبرد شمایند
« فاقروا علی مذلة ، و تأخیر محلة ، او رووا السیوف من الدماء ترووا من
الماء » بنابراین دو راه بیشتر نیست ، یا به این ذلت و پستی و تأخر
باقی بمانید ، یا این شمشیرها را از خون این نابکارها سیراب کنید تا
بتوانید از آب سیراب گردید . « فان الحیاه فی موتکم قاهرین و الموت فی
حیاتکم مقهورین » [١] زندگی در اینست که بمیرید اما غالب و قاهر و
پیروز ، و مردن در اینست که زنده باشید اما مقهور و مغلوب و تو سری خور
.
این چهار جمله غیرتها و حمیتها را به حرکت آورد . طولی نکشد که یاران
معاویه به شدت به عقب رانده شدند .
یکی دو جمله از خطابههای فرزند عزیز علی ، حسین بن علی ( ع ) نیز به
عنوان نمونه ذکر میکنم . ما هر چند فعلا خطابه جمعه نداریم ولی از برکت
وجود حسین ( ع ) خطابهها و منبرها دائر است . در سایر کشورهای اسلامی هم
خطابه هست اما در کشور ما خطابههای دینی روی پایه عزاداری حسین بن علی (
ع ) است .
خطابههای حسینی
ابا عبدالله ( ع ) نمونه پدر بزرگوارش بود در هر جهت ، از آن جمله در خطابه . برای ابا عبدالله فرصتی پیش نیامد . آن اندازه از فرصت کم هم[١] نهجالبلاغه ، خطبه . ٥١ و در آنجا چنین است : فالموت و الحیاه
. . .