ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٤
موضوع نماز جمعه به میان آمد . ایشان میگفتند نمیدانم شیعه چه وقت میخواهد عار ترک نماز جمعه را از گردن خود بردارد و جلوی شماتت سایر فرق اسلامی را که ما را به عنوان تارک جمعه ملامت میکنند بگیرد . ایشان آرزو میکردند و میگفتند ای کاش در این مسجد اعظم قم که چند میلیون تومان خرجش میشود یک نماز جمعه باشکوهی خوانده شود . دیگر اینکه امام میآید و هنگام خطابه میایستد و ایستاده خطابه میخواند . در آیه کریمه آنجا که میفرماید : « و اذا رأوا تجاره او لهوا انفضوا الیها و ترکوک قائما قل ما عند الله خیر من اللهو و من التجاره و الله خیر الرازقین »یعنی این مردم تربیت نیافته که هنوز خوی و عادات جاهلیت را دارند همینکه چشمشان به مال التجاره یا طبل و شیپوری میافتد تو را همانطور که ایستادهای میگذارند و به دنبال آنها میروند ، اشاره به داستانی است که در حالی که پیغمبر ایستاده بود خطابه جمعه میخواند و صحبت میکرد ، به آواز طبلی که علامت ورود یک مقدار کالای تجارتی بود ، مردم از ترس اینکه تمام بشود نتوانند تهیه کنند رفتند و دور پیغمبر را رها کردند . غرض ، اشاره به این نکته بود که فرمود : « و ترکوک قائما همانطوری که ایستادهای ، یعنی در حال ایستاده خطابه میخوانی ، تو را تنها میگذارند . میگویند نشستن هنگام خطابه بدعتی است که معاویه ایجاد کرد . اینکه آیا امام جمعه و خطیب باید یک نفر باشد یا میشود یکی خطیب باشد و دیگری امام جماعت ؟ این خود مسئلهای است . اکثر یا همه قائلند که یک نفر باید هم خطیب باشد و هم امام جماعت ، و به عقیده عدهای شرط اصلی امام نماز جمعه اینست که بتواند و قادر باشد که خطبه