ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٤
فهم و تجزیه و تحلیل آنها نیستند . بسیار اشخاص این کلمات و این حقایق را برای دیگران نقل میکنند و آن دیگران از خود اینها شایستهترند برای فهم و درک آن حقایق . مثلا شخصی از پیغمبر اکرم ( ص ) میشنود : " « لا ضرر و لا ضرار » " اما خود او قدرت ندارد بفهمد که این جمله چقدر رسا است . بعد میسپارد به نسل آینده . نسل بعدی از او بهتر میفهمد . آن نسل باز میدهد به نسل بعدتر . ممکن است آنکه در نسل بیستم مثلا آمد ، از نسل اول و دوم و سوم بهتر بفهمد و شایستگی بیشتری داشته باشد . قرآن هم همینطور . نمیشود گفت قرآن را مردم گذشته بهتر میفهمیدهاند . بلکه کار به عکس است . اعجاز قرآن به اینست که همیشه از تفسیرهائی که برایش نوشته شده جلوتر است ، یعنی در هر زمان قرآن را تفسیر کردهاند ، در زمان بعد که علم و فهم بیشتر شده وقتی که قرآن را با آن تفسیر سنجیدهاند دیدهاند قرآن خیلی از آن تفسیر بالاتر و جلوتر است . جای دیگر نمیرویم . همین علم فقه را در نظر میگیریم . مسلما اصحاب رسول اکرم و اصحاب امیرالمؤمنین و اصحاب حضرت صادق حتی امثال زراره و هشام بن الحکم ، قواعد فقهی را که از رسول اکرم یا ائمه رسیده است مثل محقق حلی و علامه حلی و شیخ مرتضی انصاری نمیتوانستند بفهمند و تجزیه و تحلیل کنند . پس در روشهای فلسفی چه کسی از همه بهتر فهمیده است معنی کلمات استاد را ؟ آنکس که از همه قدیمیتر است . اما در مکتب انبیاء و اولیاء چه کسی از همه بهتر فهمیده معنی و مقصود را ؟ آنکس که در آینده میآید و علم و فهم بیشتری دارد . این خود معجزه نبوت است .