ده گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٧
حدیث همان علم و فن ما است . متکلمین گفتهاند مقصود پیغمبر از جمله « طلب العلم فریضة علی کل مسلم» علم کلام است زیرا علم کلام علم اصول دین است . علماء اخلاق گفتهاند که مقصود ، علم اخلاق است که آدمی بداند منجیات چیست و مهلکات چیست ؟ فقهاء گفتهاند که مقصود ، علم احکام است که لازم است هر کسی یا مجتهد باشد و یا از مجتهدی تقلید کند . مفسرین گفتهاند که مقصود علم تفسیر است ، زیرا تفسیر علم به کتاب الله است . محدثین گفتهاند مقصود علم حدیث و روایت است چون همه چیز حتی قرآن را از روی احادیث باید فهمید . متصوفه گفتهاند مقصود ، علم سیر و سلوک و مقامات نفس است . و همینطور . . . بعد خود او بیانی دارد که اگرچه کاملا جامع نیست ولی نسبة جامع الاطرافتر است . خلاصه اینست که مقصود پیغمبر ( ص ) هیچکدام از اینها انحصارا نیست . اگر مقصود پیغمبر خصوص یکی از این رشتهها بود تصریح میکرد که مثلا علم و کلام یا اخلاق یا تفسیر یا فقه یا حدیث است . باید دید از نظر اسلام چه چیزی لازم و واجب است به وجوب عینی یا وجوب کفائی ، و اگر راه انجام آن تکلیف ، تحصیل علم و یاد گرفتن است باید گفت تحصیل آن علم واجب و لازم است .
فریضه تهیوئی
فقهاء اصطلاحی دارند ، میگویند وجوب علم ، وجوب نفسی تهیوئی است ، یعنی وجوب علم تنها یک وجوب مقدمی مثل همه مقدمه واجبها که وجوب استقلالی ندارند نیست ، بلکه یک وجوب استقلالی است . در عین حال علم از آن جهت واجب است که به انسان آمادگی میدهد